دونه حجاب و لا سحاب و لا حجاب قلنا بلى يا رسول الله .
« قال انكم سترون ربكم يوم القيامة كما ترون القمر ليلة البدر » .
و مراد از خبر آن بود ، و الله اعلم ، كه همچنانكه امروز شما را حجابى نيست بازدارنده از ديدار ماه ، روز قيامت نيز حجاب نباشد بازدارنده از ديدار خداى عز و جلّ .
ثم قال « لا تضامون فى رؤيته » . و به بعضى روايتها به تشديد آمد ، و به بعضى روايتها به تخفيف . اگر روايت به تخفيف بود لا تشكون بود ، و اگر روايت به تشديد بود لا تزاحمون و لا تلحقكم مشقت بود .
باز پيغمبر صلى الله عليه و سلم اين قصه را پديد كرد ، گفت :
اذا كان يوم القيامة يرفع لكل قوم آلهتهم التى كانوا يعبدون من دون الله . مر هر گروهى را معبود وى به وى نمايند . بتپرست را بت و آفتابپرست را آفتاب و جهودان را ديوى بر شبه عزير و ترسا آن را ديوى به صورت عيسى صلى الله عليه . معبود پيش همىرود و قوم بر اثر وى به دوزخ همىروند ، و يبقى هذه الامة و فيها منافقوها [ 105 ب ] فيقال لهم ما لكم ذهب الناس و بقيتم فيقولون ان لنا ربا لم نره بعد فيقال لهم أ تعرفونه اذا رايتموه فيقولون ان بيننا و بينه علامة اذا رايناه عرفناه .
بزرگان چنين گفتند كه آن علامت بىچونى و بىچگونگى باشد .
يعنى بدان جهان ورا بشناختيم بىچون و بىچگونه ، [ همچنان ببينيم كه بشناختيم بىچون و بىچگونه ] تا ديدار بر موافقت علم باشد .
ثم قال فيكشف عن ساق . و اندر [ كلام ] عرب ساق شدت بود چنان كه خداى تعالى گفت :
وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ
، اى الشدة بالشدة .
و چون حرب بيارامد عرب گويد كشف الحرب عن ساقهاى عن شدته .
پس معنى خبر چنين باشد كه سختى گور و جان كندن و بعث و شمار و نامه خواندن و همه سختيهاى قيامت از ايشان بردارند . فيرون ربهم عز و جلّ فيخرون له سجدا و يبقى المنافقون ظهورهم كصياصى البقر . منافقان را پشتها همچو سروهاى گاو نمايد .