و در اخبار از پيغمبر صلى الله عليه و سلم آمده است : [ 101 ب ] اذا دخل اهل الجنة الجنة اوحى الله تعالى اليهم ان لكم عندى موعدا . شما را به نزديك من وعده است . گويند : يا رب ، نه رويهاى [ ما ] سپيد انگيختى ؟ گويد : نيز مانده است . گويند : يا رب ، نه ترازوى ما به نيكى گران كردى ؟ گويد : نيز مانده است . گويند : يا رب ، نه نامههاى ما به دست راست دادى ؟ گويد : نيز مانده است ، [ گويند : نه ما را از دوزخ برهانيدى و بهشت كرامت كردى ؟ امر آيد كه نيز مانده است ] و آن ديدار من است . حجاب از پيش ديدههاى ايشان بردارد تا خداوند خويش را عز و جلّ ببينند .
و نيز در خبر آمده است از پيغمبر صلى الله عليه و سلم كه بينا اهل الجنة فى الجنة اذ سطع عليهم نور فاذا الرب تبارك و تعالى قد اشرف عليهم فلا يعطون فى الجنة شيئا اقر لعيونهم و لا اسر لقلوبهم من النظر الى الرب عز و جلّ فاذا احتجب عنهم سقى نوره و بركته فيهم .
و نيز به اخبار آمده است كه چون مؤمنان به بهشت گرد آيند ، مصطفى را صلى الله عليه و سلم قبهاى داده است از يك دانه مرواريد ، مر او را چهار هزار در . فراخاى هر درى پانصدساله راه ، و از درى تا درى پانصدساله راه . اندر آن قبه خوانى بنهند و همه اهل بهشت را مهمان كند . بر يك خوان بنشينند . و جبريل و ميكايل و فرشتگان آسمان را فرمايد تا بر خوان بايستند و خدمت كنند . و مؤمنان بران خوان طعام خورند سيصد هزار سال به سال آن جهان .
چون از طعام فارغ گردند قدحهاى شراب بيايد پر از مشك مهر كرده ، چنان كه خداى عز و جلّ گفت :
مَخْتُومٍ خِتامُهُ مِسْكٌ .
بر آن مهر نوشته باشد : هذا شراب طاهر من رب طاهر الى عبد طاهر . هركسى قدحهاى خويش برگيرند و شراب بخورند . چون از شراب فارغ گردند ، حجب [ از ميان ] بردارند تا خداى را عز و جلّ ببينند .
و نيز در خبر آمده است از پيغمبر صلى الله عليه و سلم كه گفت :
ان فى الجنة خيلا مسرجة ملجمة يركبها المؤمنون فيزورون عليها الرحمن . و پيغمبر صلى الله عليه و سلم گفت : اندر اين آيت كه خداى عز و جلّ گفت :
وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً .
پرسيدند كه