مقدار وجوب عمل ؛ و نزديك ايشان روا نبود كه خداى عز و جلّ بنده را به فزون از مقدار عمل استحقاق عذاب كند . از بهر آنكه ايشان گويند كه اينجور است ، و خداى عز و جلّ جور نكند . باز بر مذهب ما عذاب كردن بىگناه از خداى عز و جلّ روا باشد ، عدل بود ، جور نبود . و ثواب دادن بيش از مقدار عمل از خداى عز و جلّ روا بود و فضل بود .
و اتفاق است ميان همه خلق كه بنده بهشت به ايمان ياود و درجه به اعمال ياود ، و ايمان بنده بهتر از بهشت ، و اعمال وى بهتر از درجات . چون بنده را چيزى بهتر بود و مكافات چيزى كمتر ياود ؛ خداى را عز و جلّ بر بنده چه منت ماند ؟ ! و چون باتفاق بنده به هيچ حال از منت خداى عز و جلّ خالى نباشد ، بايد كه مر او را چيزى دهد بهتر از آنكه وى آورده باشد . و بهتر و برتر از ايمان نيست مگر ديدار خداى عز و جلّ .
يحيى بن معاذ الرازى رحمة الله عليه چنين گويد : لو علم العارفون انهم لا يرون ربهم فى الجنة لتففات مرارتهم حسرة و غما .
و ابو يزيد بسطامى گويد رحمة الله عليه اگر خداى عز و جلّ اندر بهشت ديدار از من بازدارد چندانى فرياد كنم كه دوزخيان را بر من رحمت آيد .
و يحيى بن معاذ الرازى رحمه الله گويد الهى ما طابت الدنيا الا بذكرك و [ لا ] الآخرة الا بعفوك و لا الجنة الا برؤيتك .
و به بعضى اخبارها آوردهاند كه بندهاى را به بهشت اندر آورند . رضوان صلوات الله و سلامه عليه پيش وى بازآيد با ريحان بهشت ، پيش وى بدارد تا بگيرد . دست بزند و ريحان را بيندازد و گويد ما اصنع بالريحان اين الرحمن .
و نيز به خبر آمده است كه بندهاى را به بهشت اندر آرند . مولى فرمايد تا پردهها بردارند تا حور و قصور و انهار و اشجار ببيند .
بنشيند و سر بر زانو نهد . خازنان بهشت مر او را چنين گويند چشم باز كن تا نعمت بينى . گويد و الله اگر چشم باز كنم تا خداى را نبينم !
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: محمد روشن
ص٣٧٦