[ قوله ] : « و انه يراه المؤمنون دون الكافرين لان ذلك كرامة من الله [ تعالى ] » . و مر او را مؤمنان بينند دون كافران ، از بهر آنكه ديدار خداى عز و جلّ كرامتى است از خداى تعالى ، و كرامت اندر آن جهان نبود مگر مؤمنان را خاصه . و اين نيز مختلف است .
گروهى چنين گفتهاند كه كافران نيز ببينند نه از بهر كرامت را ، چه از بهر حسرت را ، تا بدانند كه چه رهانيدند . و عامهء اهل سنت و جماعت اين روا نداشتهاند و چنين گفتند كه ديدار خداى عز و جلّ برترين همه نعمتها است ، چون برترين نعمتها دشمن را دهد دوست را چه دهد ؟ ! نبينى كه دشمن را از بهشت نصيب نيست ، و بهشت كمتر از ديدار است . چون اندر كمترين نعمت دوست را با دشمن شركت نه افتاد ، محال باشد كه اندر نعمت برترين دشمن را با دوست شركت باشد . و اندر حكمت نيكو نيايد دشمن با دوست برابر كردن !
و حقيقت اين سخن آن است كه ديدار از دو گونه است : يكى به دنيا ديدار يقين سر ، و يكى به آخرت ديدار برداشتن حجاب . هركه را بدين سر ديدار باطن نيست ، بدان سر ديدار ظاهر نيست .
اكنون به مسئله بازگرديم . خداى تعالى گفت :
« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ »
.
به تفسير چنين آمده است : للذين آمنوا الجنة و زيادة النظر الى الرب تبارك و تعالى . و از پيغمبر صلى الله عليه و سلم همچنين روايت كردهاند كه مر او را پرسيدند از دو زيادت اندر قرآن : يكى آنكه خداى عز و جلّ گفت :
وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ .
و ديگر اينكه گفت :
« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ »
.
جواب داد و گفت : اما قوله او يزيدون عشرون الفا ، و اما قوله :
و زيادة النظر الى الرب . و سى هفت تن از ياران مصطفى صلى الله عليه و سلم ، ابو بكر و عمر از جملهء ايشاناند ، مر اين آيت را همين تفسير كردند ، و عالمترين كسى بر كتاب خداى عز و جلّ پيغمبر باشد صلى الله عليه و سلم و ياران وى رضوان الله عليهم .
پس بدين آيت درست گشت كه ديدار حق است . و نيز درست گشت كه مؤمنان را است زيرا كه گفت :
« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا »
.
گفت و