تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
كه او را خواب يا غنودن باشد . و نيز اهل بهشت را و اهل دوزخ را خواب نيست ، از بهر آنكه اهل بهشت را لذت وصال است ، و اهل دوزخ الم فراق . نه با لذات وصال خواب روا باشد ، و نه با الم فراق . از بهر آنكه خواب اندر وقت وصال از وصال خبر ناداشتن است ، و هركه اندر وقت وصال خبر ندارد ، اهل وصال نيست . اگر اندر حال وصال خواب روا باشد ، الم فراق منقطع گردد . و فراق دوزخيان را انقطاع روا است ، و آنكه از الم فراق غافل گردد ، او را خود فراق نيست ، و آنكه از وصال غافل گردد ، او خود اهل وصال نيست . باز گفت : « و لا تداوله الاوقات » . گفت : او را وقت به وقت نگذارد ، و وقت به وقت نسپارد . از بهر آنكه از وقتى به وقتى گذشتن انقضاى مدتى است . قد كان ، و حصول مدتى است كه لم يكن . و چون بر ذاتى شايد كه مدتى بگذرد ، آن مدت گذشته متناهى گردد ، و هرچه بر جزوى از او نهايت روا بود بر كل او نهايت روا بود . چون وقت اول بگذرد ثانى هم بگذرد ، و اين وقت را آخر نهايت آيد . و چگونه روا بود كه حق تعالى متداول اوقات باشد كه آفرينندهء اوقات خود او است و گردانندهء اوقات هم او است ؛ و آفرينندهء آفريده محال است ، [ 75 ب ] و گردانندهء گردنده محال است . باز گفت : « و لا تعينه الاشارات » . گفت : اشارات او را تعيين نكند ، از بهر آنكه اشارت نبود الا از مكانى در مكانى . چون اشارات درست شد ، مشير در مكانى بايد و مشاراليه در مكانى ديگر ، تا مشير از مكان خويش اشارت كند به مكان مشاراليه ، و چون ما درست كرديم كه حق را مكان روا نيست ، او را به اشارت تعيين كردن محال است . و نيز اشارت نبود الا من جهة فى جهة . و خدا در هيچ جهت نيست ، از بهر آنكه خالق همه جهات او است ، اگر پس از خلق جهات در جهتى باشد پيش از خلق جهان كجا باشد ؟ ! و خالق همه مكانها او است . اگر پس از خلق مكان در مكانى باشد پيش از خلق مكان در كدام مكان باشد ؟ ! و خالق همه زمانها او است . اگر پس از خلق زمان در زمانى باشد ، پيش از خلق زمان در كدام زمان باشد ؟ ! پس
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 279 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى