تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
بر قدرت بندگان عجز روا است ، و بر قوت ايشان ضعف روا است ، و بر بصر ايشان عمى روا است ، و بر سمع ايشان صمم روا است ، و بر كلام ايشان خرس روا است . تا وقتى موصوف آمد بدين صفات ، و وقتى موصوف باشد به ضد اين صفات ؛ اما حق تعالى موصوف است هم بدين صفات ، و هرگز بر او ضد اين صفات روا نيست . قوله : « و لا يجرى عليه شىء من سمات المخلوقين الدالة على حدثهم » . گفت : نرود بر خداى تعالى چيزى از نشانهاى مخلوقان كه آن دليل است بر حدث ايشان . جملهء اين سخن آن است كه دليل حدث مخلوقان تغير ايشان است ، و بر خداى تعالى و بر صفات او تغير روا نيست . و ذات بارى سبحانه محل حوادث نيست به نزديك اهل سنت و جماعت . اما مذهب كراميان آن است كه بارى تعالى محل حوادث است و شايد كه او را صفتى نباشد و دگربار آن صفت او را حادث گردد . و به هر فعلى كه او كند تغيرى به ذات او بازگردد ، ما از اين به حمد الله بيزاريم ، و همه مسلمانان از اين بيزارند . و هر فعلى كه خدا كند مفعول متغير شود ، و خداى تعالى متغير نگردد . و ذات خدا محل حوادث نيست ، از بهر آنكه چون قديم محل حوادث بود و محدث هم محل حوادث بود ميان قديم و محدث هيچ فرق بنماند ، و ما را به اثبات كردن حدث عالم هيچ دليل نماند ، و بر آن كسان كه عالم قديم گفتند هيچ حجت نماند ؛ و آن دهريان‌اند . از بهر آنكه ما درست مىكنيم كه اين عالم محدث است ، تغير احوال او درست نمىتوانيم كردن ، به جواز حوادث بر او . پس چون همين حوادث بر قديم روا داريم دليل بر محدثى عالم تباه شود . و چون محدثى عالم درست نگردد محدث هم درست نگردد ، و بيكبارگى دين اسلام برخيزد ، و سمات حدث مخلوقان آن است كه ما مىبينيم كه اين اجسام عالم از اجتماع [ 71 ب ] و افتراق خالى نيند ، يا مجتمع‌اند يا مفترق ، و اين اجتماع و افتراق محدث است به دليل آنكه مىشايد كه مجتمع مفترق گردد ، و مفترق مجتمع گردد ، و اگر اجتماع و افتراق قديمين بودى ، نشايستى كه هيچ مجتمع مفترق گشتى يا هيچ مفترق مجتمع گشتى ، از بهر آنكه بر قديم عدم محال است ، و حدوث بعد العدم محال بود .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 265 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى