فروشكند او را جبار خوانند ، لكن همه جباران در جبارى مذموم باشند از بهر آنكه در ملك غيرى تصرف كنند . تا در حد امر باشند نام جبارى نگيرند ، چون از حد امر بيرون شوند نام جبارى گيرند .
از بهر اين مذموم باشند . و باز خداى تعالى آنچه كند در ملك خويش كند ، وز او برتر امرى نيست ، كه امر او را خلاف كند او در جبارى محمود باشد و مذموم نباشد .
و گروهى گفتهاند كه جبار آن بود كه همه را زير مراد خويش آرد ، و او در تحت مراد كس نيايد . و گروهى گفتهاند كه جبار آن بود كه هر تدبيرى كه او كند كس تدبير او را نتواند شكافتن . و اين صفت خدا است جل و عز . كس عزيز كردهء او را خوار نتواند كرد و خوار كردهء او را كس عزيز نتواند كرد چنان كه گفت : و من يهن الله فما له من مكرم .
و گروهى گفتهاند معنى جبار شكستهبند باشد ، كسى كه او دستهاى شكسته را باز بندد او را جبار خوانند . پس خداى تعالى جبار است كه همه عيبها او به صلاح تواند آوردن و همه شكستگيها او درست تواند كردن و همه تقصيرها را او تجاوز تواند كردن و همه درويشان را او توانگر تواند كردن و همه ذليلان را او عزيز تواند كردن . پس اين قول آخر اشتقاق او از جبر كسير است چنان كه [ اندر دعا ] گويند : [ جبر الله كسرك ، و آن معانى اول از جبر قهر است چنان كه گويد : ] جبر فلان فلانا على كذا .
قوله : « موصوف بكل ما وصف به نفسه من صفاته مسمى بكل ما سمى به نفسه » . موصوف است به هرچه خود را بدان وصف كرد .
مسمى است به هرچه خود را بدان نام داد . معنى اين سخن ، و الله اعلم آن است كه خداى تعالى موصوف است به صفات خويش ، اگر خلق او را وصف كنند وگر نكنند . و مسما است به اسماء خويش اگر خلق او را تسميه كنند وگر نكنند . و اين مسألهاى است مختلف ميان ما و معتزله . به نزديك ما خداى تعالى موصوف است به صفات ، و به نزديك معتزله خدا را صفات نيست ، صفت او صفت بندگان است .
مر او را ، چنان كه او را عالم و قادر گويند . و به نزديك اهل سنت و
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: محمد روشن
ص٢٦١