تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
بر صفات او تبدل روا . و گروهى چنين گفته‌اند كه اصل إله از ولاه است مشتق از وله ، و وله حيرت باشد . همه اسرار خلق متحير گشته است از دريافتن عظمت و جلال او . و گروهى گفته‌اند اشتقاق او از وله است و وله فزع بود ، و فزع پناهيدن بود . همه خلق به دو پناهند و حاجت به دو بردارند و به وقت درماندگى به در او دوند ، بدين معنى خود إله گفت . و گروهى چنين گفته‌اند كه اصل إله لاه بود يعنى احتجب ، و در كلام عرب حجاب را لوه خوانند . و خداى تعالى امروز محتجب است ، كس او را نمىبيند تا قيامت كه حجاب از چشم خلق بردارد . چنان كه امروز حجاب از سر مؤمنان برداشته است . امروز به عين يقين و به قوت معرفت مىشناسند بىچون و بىچگونه ، فردا همچنان بينند كه امروز مىشناسند . چون خلق را امروز ديدار نيست و حق تعالى از ايشان محتجب بود بدين معنى خود را إله گفت . باز گفت : « سيد » و در معنى سيد خلاف كرده‌اند ، و از آنكه اتفاق است كه سيد به پارسى مهتر بود بدين معنى خداى خود را سيد گفت . و گروهى گفته‌اند سيد مالك بود چنان كه گويند سيد العبد ، لكن مالكى باشد بر وجه تعظيم و بزرگى ، نه تنها بر وجه ملك . و گروهى گفتند كه سيد مطاع باشد چنان كه گويند فلان سيد قومه يعنى مطاعا فى قومه . و هر آن‌كس كه در ميان قوم خويش منظور و متبوع و مطاع بود همه به دو نگرند تا او چه فرمايد ، و گوش به فرمان او دارند تا چه مثال دهد ؛ و تبع او باشند و بر اثر او روند . اين كس را سيد قومه خوانند . پس چون هفت آسمان و هفت زمين خداى را مطيع‌اند چنان كه گفت :
ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ .
و نيز گفت :
بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ
اى مطيعون خاضعون منقادون بدين معنى خداوند سبحانه خود را سيد گفت . و گروهى گفته‌اند سيد ، مفزع و ملجا بود كه قوم او به هروقتى و در هر حالى و به هر درماندگى به دو پناهند و فرياد از او خواهند . پس چون خلق هفت آسمان و زمين تضرع به خدا كنند [ و به وى