تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
[ كلها ] فى اسامى القوم و القابهم » . و اين اوصاف كه در پيش ياد كرديم همه گرد آمده است و معنيهاى اين نامها نيز گرد آمده است در نامه‌هاى اين قوم . يعنى اين نامها كه در پيش ياد كرديم و لقبهاى ايشان . يعنى اگرچه نامها به ظاهر مختلف‌اند ، در معانى متفق‌اند . و عبارت در همه بابها اتفاق معانى را است نه اختلاف الفاظ را . و قوله : « و صحت هذه العبارات » . و درست است اين همه عبارتها . [ قوله ] : « و قربت هذه المآخذ » . و نزديك است به يكديگر آن معنى كه اين نامها از آنجا گرفته‌اند . [ قوله ] : « و ان كانت الالفاظ متغيرة فى الظاهر » . گرچه لفظها به ظاهر مختلف است ؛ [ قوله ] : « فان المعانى متفقة » . معناها متفق است . « لانها ان اخذت من الصفا و الصفوة كانت صفوية » . اگر نام ايشان از صفا و صفوت گرفته باشند صفوى باشند ، و در اصل صوفى گفته باشند طلب تخفيف را . [ قوله ] : « و ان اضيفت الى الصفة او الصف الاول كانت صفية او صفية » . گر ايشان را صوفى از بهر صف خوانند يا از بهر صفه ، اصل نام صفى بود يا صفى . طلب تخفيف را و او در افزايند تا صوفى گردد . و چون صفى گويند اشتقاق از سر باشد ، سر ايشان به صف اول است ؛ وگر اشتقاق از صفه باشد مراد معاملات ظاهر است ، يعنى معاملت ايشان معاملت اهل صفهء پيغمبر است عليه السلام . [ قوله ] : « و يجوز ان يكون تقديم الواو على الفاء فى لفظ الصوفية و زيادتها » . و شايد واو را پيش فا درآوردن در لفظ صوفيان ، لكن زيادت بود نه اصلى . [ قوله ] : « من لفظ الصفية و الصفية » . از لفظ صفى و صفى . « انما كانت من تداول الالسن » . از بهر آن چنين گشت كه اين نام بر زبانها بسيار گشت و صفى و صفى گفتن گران بود ، صوفى گفتند از بهر سبكى را . و در لغت عرب چنين بسيار يابند كه چيزى بيفزايند يا بكاهند طلب تخفيف را . چنان كه الف بيفگنند از بسم الله به وقت نبشتن . از آنكه نبشتن اين بسيار گشت طلب تخفيف را الف