تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
بِهِمْ خَصاصَةٌ .
حق تعالى بر ايشان ثنا نه بدان كرد كه آنچه ايشان را فزون آمد بدادند ، چه بدان ثنا كرد كه ايشان را دربايست بود و بدادند . چنان كه در خبر آمده است در تأويل اين آيت كه چون مصطفى عليه السلام به مدينه آمد مهاجريان را با انصاريان برادرى داد . و انصاريان را گفت : هرچه شما را افزون آمد با مهاجران مواسات كنيد . هركس برادرى را كه گرفته بود به خانه برد ، و هرچه مال داشت پيش آورد و گفت : نيمى ترا و نيمى مرا . و اگر كسى دو زن داشت گفت يكى را طلاق دهم تا تو به زنى كنى . خداى تعالى اين آيت فرستاد :
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ .
و نيز گفته‌اند كه پيغمبر را عليه السلام مهمانى بيامد . گفت كيست كه امشب اين را ميزبانى كند تا من او را به بهشت مهمان كنم . بعد از آنكه به هر نه خانهء عيالان خويش چيزى طلب كرد و نيافت . يكى از انصاريان مهمان را به خانه برد و عيال را گفت : هيچ طعام دارى ؟ گفت دو قرص دارم از بهر كودكان . گفت كودكان را بخوابان . بهانهء خواب كردن چراغ را بنشان ، و ما دهن مىجنبانيم و نخوريم تا مهمان پيغمبر عليه السلام سير گردد . همچنين كردند ، و بامداد برخاستند . در شأن ايشان اين آيت آمد :
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ .
و نيز گفتند يكى از ياران پيغمبر عليه السلام به خانهء خود سر گوسفندى بپخت . چون پيش آوردند تا بخورند ، گفتند فلان خانه از ما درويش‌ترند . آنجا فرستادند . همچنين مىكردند تا به نه خانه بگردانيدند . پس به خانهء اول بازآمد . آيت آمد :
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ .
و شبلى را رحمه الله گفتند زكات از چند چند بايد دادن . گفت : به مذهب فقها يا به مذهب صوفيان ؟ گفتند اين چگونه باشد ؟ گفت به مذهب فقها از دويست درم پنج درم ، و بر مذهب ما هر دويست . او را گفتند اين را اصلى هست در شريعت ؟ گفت هست كه ابو بكر صديق رضى الله عنه همه مال خويش بداد . مصطفى گفت : خود را