و قبلهء او خداوند كعبه است اعراض از او محالتر . و اگر پشت به كعبه آرد بىخدمت گردد . چون دل نيز از حق تعالى اعراض كرد بىمعرفت گردد . خدمت را تن پاك بايد از نجاسات ، و مشاهدت را دل پاكتر بايد از پليدى هر دو كون . و نيز چون مر خدمت را تن پاك بايد از احداث ، دل نيز مشاهدت را پاك بايد از خطرات و فكرات .
بادى كه از نفس جدا گردد از خدمت محروم ماند ، فكرت غير حق بر سر بگذرد از مشاهدت حق محروم گردد .
و اما وقوف اسرار پيش او آن است كه يك لحظه يا يك خطرت بر هيچ مقام قرار نيابد زيرا كه هركه بر مقامى قرار كرد از آنچه پيشتر است محجوب گشت . چنان كه گفتهاند : من رضى بمقامه حجب عن امامه ، و ملائكه گفتند : و ما منا الا له مقام معلوم .
و بعضى از بزرگان گفتهاند كه جبريل عليه السلام چون به سدرة المنتهى رسيد با مصطفى گفت عليه السلام : تقدم يا محمد .
برنده بر جاى بماند و برده پيش رفت . اگر جبريل برنده بودى جبريل پيش رفتى و مصطفى بماندى . درست باشد كه برندهاى [ 32 ب ] حق بود تا آن را كه برنده به ظاهر او بود بر جاى بداشت ، و آن را كه مىبردند پيشتر برد . از زمين به ظاهر چون برفتند جبريل متبوع بود و محمد تابع . چه همواره برنده مقدم بود . چون جبريل به مقام خود رسيد كار قلب گشت . متبوع تابع گشت و تابع متبوع . كاشك چنين بودى بلكه اين عجبتر بود متبوع چنان گشت كه تبعى تبع خويش را نشايست . ياراش نبود كه قدم آنجا پيشتر نهادى . و مصطفى مىرفت تا آنجا كه سر جبريل راه نيافت . پس گفت : تقدم يا جبريل . پيشتر آى . او را چندانى ادب بود كه بىامر كسى را نگفتى كه پيشتر آى ، پس آن امر نبود و ليكن تنبيه بود از سرى . و آن آن بود كه جبريل بر زمين گفته بود كه من ترا مىبرم ، چون بدان مقام رسيد گفت ما را آوردى . جبريل جواب داد ، ما ما منّا الا له مقام معلوم . گفت از ما يعنى فرشتگان كسى نيست مگر او را مقامى معلوم است كه از آن مقام گذشتن روى نيست . گفت منا نگفت من الخلق . در اين دليلى است كه فرستگان اصحاب مقاماتاند كه سيد ايشان گفت : منا . و از آدميان
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: محمد روشن
ص١٢٤