اهل حقيقت آنچه داشتند پنهان كردند نزديك خلق چنان افتاد كه اين مذهب را اصل نيست . بيرون دادند اين مذهب را و اهل اين مذهب را . و اين حال بدان آورد تا آن كتاب را جمع كردم تا هركه در او نگرد داند كه مذهب راست است و كژى در مدعيان مذهب است نه در مذهب تا اگر طعنى كند در كژى مدعيان كند نه در اصل مذهب تا دين او را زيان ندارد . و اين چنان است كه اگر كسى از بازرگان خيانت بيند طعن خاينان را كند نه اصل تجارت را . چه اصل تجارت حق است و فرمان شريعت است ، چنان كه خداى تعالى گفت :
لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ .
چون غير تجارت را باطل خواند و تجارت را از او مستثنى كرد ، درست شد كه تجارت حق است . و نيز گفت :
فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ .
بيشتر مفسران برآنند كه اين فضل خداى تعالى كسب است ، تا اهل سنت و جماعت بدين آيت حجت كردند كه كسب فريضه است تا خويشتن را و بال خلق نكنند . چه فريضهتر فريضهاى بار كشيدن است و بار نانهادن .
و نيز اگر كسى از اهل غزو در غزو تقصير بيند عيب مقصران را كند نه جهاد را كه جهاد برترين طاعتها است از پس ايمان .
چنان كه خداى تعالى گفت :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ .
جهاد را قرينهء ايمان كرد از بهر آنكه ايمان به جهاد بر پاى شد ، و چون جهاد برخيزد مسلمانى برخيزد . و نيز جهاد پيشهء پيغمبر است عليه السلام ، چنان كه گفت : لى حرفتان الفقر و الجهاد . و نيز اگر كسى از سلطانان جور بيند طعن جور جائران را كند نه اصل سلطانى را . از بهر آنكه سلطان سايهء خدا است . چنان كه پيغمبر عليه السلام گفت : السلطان ظل الله فى الارض . و خداى تعالى فرمود طاعت داشتن سلطان ، چنان كه گفت :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ .
بيشتر مفسران برآنند كه اوليالامر سلطان است .
و نيز اگر كسى در فرزندان رسول عليه السلام محالى بيند طعن در كنندهء محال است نه در اصل قرابت رسول كه دين او را زيان دارد .