كه بار شريعت را او كشيده است تا بقيامت ، و چهارم مر اساس را هميخواهد كه تأويل او بنفسها فروريخته است از راه لواحق يعنى اميران دين چون امام و حجّت و داعى حق . چون ازين چهار اصل فارغ شد چنان كه گفت قوله تعالى :
وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ
« 1 » و بدان مر امامان را خواست كه خيرات ايشان از عالم بريده نيست و عدد ايشان بسيارست . پس ايزد تعالى اينجا كه چهار اصل را به چهار جوى مثل زده است عقل را به آب مثل زده است ، و اينجا كه اين چهار اصل را كه بدين چهار چيز مثل زد اساس را به آب مثل زد تا خردمند بداند كه دائرهء عقل باساس سربسر آورده است و آب به آب بيوسته است .
پس گوئيم كه حال ميان اين چهار اصل راست است و اندر آنچه هر يكى از ايشان فايده پذيرند از كليمهء بارى سبحانه و تعالى همه معنيها يكيست چنان كه خداى تعالى هميگويد قوله تعالى :
سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ
« 2 » هميگويد يكسانست از شما آن كس كه گفتار را پنهان دارد و آن كس « 3 » كه آشكارا گويد و آنكه بشب پوشيده باشد و آنكه بروز پيداست ، پس بدان كه قول پوشيده گويد عقل را هميخواهد كزو تأييد بدانچه فرود ازوست از نفس و ناطق و اساس پوشيده رود ، و بدان كه سخن آشكارا گويد مر نفس را هميخواهد كه تركيب عالم ازو آشكار است ، و بدان كه بشب پوشيده باشد مر اساس را همىخواهد كه دور او پوشيده و علم او بسرّ رسد بخلق ،
هامش
( 1 ) سوره 56 آيه 31 - 32 .
( 2 ) سوره 13 آيه 11 .
( 3 ) نخ : بر آن كس .