او پذيرد ، و از كليمهء بارى سبحانه اندر ناطق خمر رفته است كه قوّتهاى جسد بدوست و مردم به دو متحيّر و بيهوده گوى شوند ، پس همچنين از ناطق تأليف شريعت رفته كه خويها و خواستها به دو نگاه داشته شود چون قوى شدن جسد بخمر ، و اختلاف اندر خلق افتاد از جهت مثلها و رمزها كه اندر كتاب و شريعت است كز آن مردم متحيّر و بيهوش گشتهاند همچنانكه از خوردن خمر بيهوش شوند . و از كليمهء بارى سبحانه اندر اساس عسل رفته است كه او شيرين است و خوش است و اندرو تندرستى است از بيماريها كه از غلبهء ترى خيزد ، قوّتست اندرو مزاج گرمى را . و همچنين از اساس تأويل كتاب و شريعت آمد كه تحيّر و اختلاف به دو گسسته شد و راستى حق ظاهر گشت . و پرهيزكاران را كه مر ايشان را بهشت وعده كرده است مر هفت امام و دوازده حجّت را هميخواهد و اين چهار چيزاند كه حروف نامهايشان يازده است چون ماء و لبن و خمر و عسل دليل است بر چهار اصل و هفت امام ، و اين اشارتست كزين چهار جوى كه در عالم علويست هفت تن پديد آمده است مر گسترانيدن نور ايشان را از دوازدهم « 1 » بدين چهار حدّ ايزد تعالى سوگند ياد كرده است بدانچه هميگويد قوله تعالى :
وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ وَ طُورِ سِينِينَ وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ
« 2 » پس گويم كه به تين مر سابق را هميخواهد كه بكليمهء بارى پيوسته است بىهيچ ميانجى و او را انجير بدان گفت كه انجير را بيرون و اندرون خورد نيست و طبيعت چيزى ازو رد نكند و بپذيردش و همه را غذا گيرد همچنانكه نفس پاكيزه مر فوايد عقل را بجملگى بپذيرد و
هامش
( 1 ) نخ : دواروهم ( كذا ) .
( 2 ) سوره 95 1 - 3 .