معتبر و كرّامى « 1 » ايزد تعالى ما را از پرستيدن جز خداى نگاه داراد .
و همى حدود را ياد كند خداى تعالى ديگر جاى فرمود :
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ
« 2 » هميگويد پروردگار دو مشرق و بدان مر عقل و نفس را ميخواهد كه نور وحدت از ايشان پديد آمد و پروردگار دو مغرب و بدان مر ناطق و اساس را ميخواهد كه آن نور كز آن دو مشرق برآمد و بدين دو مغرب فرو شد .
و نيز گوئيم كه هفت فصل از شهادت كز دوازده حرفست سه فصل ازو يك حرف يك حرفست چون سه الف چنين ااا ، و سه فصل ازو دو حرف دو حرف است چنين لا له لا ، و يك فصل ازو سه حرفست چنين للّه ، و مانند اين فصلها اندر عالم جسمانى سه بعد است چون طول و عرض و عمق كه هر يكى يك خط است ، و مانند فصلهاى مركب از دو حرف چون اعضاى رئيسه است از كميّت و كيفيّت و مضاف ، و يك فصل مركب از سه حرف چون جسد است كه بردارندهء سه بعد است . و گوئيم كه ايزد تعالى همى ياد كند خداوندان تأييد را اندرين آيت قوله تعالى :
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ
« 3 » گويد بنگرد « 4 » مردم سوى طعام خويش يعنى سوى غذاى روح خويش تابويند « 5 » كه عالم علوى برو چگونه پيوسته است چنان كه
هامش
( 1 ) كرّاميان طايفهاى از حكما و متكلّمين اسلام در عهد مصنّف و يكى دو قرن پيش از آن بودهاند قائل بتجسيم و تشبيه خداوند و شرح عقايد ايشان در كتب ملل و نحل و تاريخ يمينى و غيره مفصّلا مسطور است و جون اين طايفه فقط در خراسان سكنى داشتهاند اينست كه ناصر خسرو مخصوصا اسم آنها را ميبرد .
( 2 ) سوره 55 آيه 16 - 17 .
( 3 ) سوره 80 آيه 24
( 4 ) نخ : بنگر .
( 5 ) بويند املاى قديمى ببيند است چنان كه سوزنى گويديكى پسر كه اگر كس و را بديده بود * نخواهدش كه بويند بعمر خود يك بار( فرهنگ جهانگيرى ) ، و در اشعار بابا طاهر اين هيئت يعنى بوينم و بوينى و بويند