چهار جويست كه خداى تعالى وعده كرده است مر ترسكاران را اندر بهشت قوله تعالى :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى
« 1 » و تأويل بهشت كليمهء باريست و چهار جوى كه ياد كرده است اين چهار حدّ است كه اندر هر جوئى از جويهاى آن عالم اندرين جويها از مايهء كليمهء بارى بهرهء رونده است بدانچه زندگانى چيزها بدوست از روحانى و جسمانى ، و آن آب كه اندر عقل روان گشت از كليمهء بارى حدودى كه پس ازوست همچنانكه بيكى شدن آب با خاك كه نبات و حيوان پديد آمده است و بيكى شدن عقل با كليمهء بارى ثانى و جدّ و فتح و خيال و ديگر حدود علوى و سفلى پديد آمده است پس آب گنده و ناشنونده است « 2 » يعنى گردنده نيست از حال خويش و تغيّر نپذيرد ذات او . و دليل بر درستى اين قول آنست كه چون مردم چيزى را بقوّت عقل بيابد « 3 » هميشه مر آن چيزها را همچنان يابد كه پيش يافته بود كز حال خويش نگردد چنان كه چون آب بفعل سرد است هرچند آب گرمى عرضى بپذيرد عقل داند كه جوهر او سرد و تر است و همچنان يابدش كه هست ، و از كليمهء بارى سبحانه اندر نفس كلّ شير رفته است كه آن غذاى هر فرزنديست و مر حيوان را از راه شير فرزندى همچون خويشتن بحاصل آيد و تغيّر نپذيرد ذات او ، همچنين از نفس كلّ تركيب اين عالم پديد آمد تا ازين تركيب پديد آيد فرزندى كه قبول كند فايدههاى نفس كلّ را و آن مرديست قائم قيامت عليه السّلام كه تمامى فوايد نفس كلّ
هامش
( 1 ) سوره 47 آيه 16 - 17 .
( 2 ) كذا فى نخ .
( 3 ) نخ : بيابند .