تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
او تمام شد . پس گويم كه هم پس از چهار اندر عدد تركيب آيد و نخست از تركيب هفت آيد از بهر آنكه [ از ] ساختن طاق مركب كه سه است و بجفت مركب كه چهار است [ پديد آيد ] و اندر عالم دين برابر او هفت امامست كه پس از چهار اصل و سه فرع روحانى ايشانند ، و اندر عالم جسمانى هفت ستارهء رونده است و همچنين اندر شهادة اين چهار كليمه هفت پاره است ، پس گويم كه اندرين عدد پس از هفت كه او تركيب سه با چهار است دوازده است كه او از ضرب سه اندر چهار است ، و اندر عالم دين برابر آن دوازده حجّت است و اندر عالم تركيب دوازده برج است ، همچنانكه اين شهادة كه از دو معنى است چون نفى و اثبات و از سه حرفست و چهار كليمه و هفت فصل و دوازده حرفست . پس موافق آيد شهادة با تركيب عدد و آفرينش عالم جسمانى و عالم دين . پس دانسته شد بگواهى عدد و آن دو عالم كه ياد كرده شد كه اين گواهى راست است ، پس گويم همچنانكه اين شهادة از دو معنى است چون نفى و اثبات [ و ] از سه حرفست چون الف و لام و ها ، همچنين از امهات برابر اين دو بسيط است چون آتش و هوا و دو ازو مركب است چون آب و خاك ، و پنجم ايشان مواليد است . و همچنين مردم كه ثمرهء عالم است و جسم و روح است بده چيز برپاست كه پنج ازو كثيف است و پنج ازو لطيف است چون فكر و ذهن و خاطر و حفظ و ذكر ، و پنج ازو كثيف چون سمع و بصر و شم و ذوق و لمس ، همچنين اندر شهادة پنج الف است و پنج لام است و دو هاست ، پس از دو ها اندر شهادة اين دو بخش است كه اندر عالم است ، و اندر شهادة پنج الف است و اين پنج الف بر مثال پنج حواس باطن است كه لطيف است اندر مردم ،