تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨

گفتار يازدهم اندر كليمهء اخلاص يعنى لا إله الّا اللّه

گوئيم كه اين گواهست از بنده مر خداى تعالى را پس بنده گواهى دهنده است و گفتار او گواهست و خداى تعالى گواهى داده است بر مثال آفريننده و آفرينش و آفريده ، و تمامى هر چيزى بسه چيز است ساز آن و ميانهء آن و پايان آن ، پس ساز آن ازين معنى كه ما سخن او هميگوئيم « 1 » گواهست و ميانه گواهست و پايان ساز آنست كه گواهى مرو را دادنست و گواهى بر دو گونه است كه راست باشد يا دروغ باشد ، گواهى « 2 » راست گفتارى باشد از گوينده مر آن را كه اندرو گويد باثبات چيزى كه [ آن مرور است ، يا بباطل كردن حقى و صفتى ازو كه آن مرو را نيست ، و گواهى دروغ گفتارى باشد از گوينده باثبات چيزى كه ] آن مرو را نيست يا بباطل كردن حقّى و صفتى ازو كه آن مرو را هست ، و چون گواهى بر دو قسمت آمد يك نيمه ازو نفى چون لا إله و يك نيمه از وى اثبات چون الّا اللّه پس نفى مانند دروغست و اثبات مانند راست است و روا نيست اندر دين گواهى دادن مر مؤمن را بر چيزى كه نديده باشد مر آن را . و چون اين حكم اندر دين حق ثابت است روا نباشد كه گوئيم رسول عليه السّلام اين گواهى بداد بر خداى تعالى بىآنكه حقيقت اين حال بيافته بود بگواهان عدل ، و اندر دين حق رواست كه كسى گواهى از كسى بپذيرد به دو گواه عدل آنگاه مر خداوند حق را گواهى دهد از قول آن كس كه او را گواه كرده باشد ، پس گويم كه روا نيست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله مر خداى تعالى را بديده باشد
هامش
( 1 ) نخ : هميگويم . ( 2 ) نخ : گفتار .