تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
بىآنكه بر حقيقت مذهب ايشان برسند ، و نيكوتر آن باشد خردمند را كه از حال خصم خويش پرسد « 1 » و سخن را با او باندازهء استحقاق او بگويد « 2 » تا عادت جاهلان كار نه بسته باشد و به بدخوئى منسوب نشود و مثل كسى كه اندر مسلمانى مؤمنى را طعنى كند بىآنكه از اعتقاد او بداند و بىآنكه مرو را از آن كس رنجى رسيده باشد مرو را بيازارد اندر كار بستن خوى بد بىسببى چون مثل سگى باشد كه شخصى رو آورده به راه كه بشغل خويش ميرود و راه‌گيرى بيرون آيد و اندرو آويزد و جامه‌اش به درد و او را بريش كند چنان كه خداى تعالى هميگويد قوله تعالى :
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
« 3 » هميگويد مثل او چون مثل سگ است اگر او را بزنى زبان بيرون افكند يعنى جفا گويد و اگر دست بازدارىاش بانگ كند و بيازارد و اين مثل آنهاست كه دروغ‌زن داشتند نشانيهاى ما را يعنى امامان حق را اطاعت نداشتند پس تو اى محمّد قصّه كن بر ايشان قصّه‌ها را « 4 » مگر ايشان انديشه كنند ، و اين نادانان مر شيعت را همىآزارند باينكه ايشان را دست بازداشته است چنان كه خداى تعالى هميگويد لا جرم اندر تاريكى و نادانى و نابينائى هلاك هميشوند و ما بدين جايگاه اندر اثبات باطن سخن گوئيم « 5 » تا مگر كسى را ايزد تعالى بيدارى دهاد و بدان حق را ببيند « 6 » و مؤمنان را بنادانى نيازارد . و گوئيم « 7 » هرچه هست اندر عالم به دو قسم است يا ظاهر است يا
هامش
( 1 ) نخ : پرسند . ( 2 ) نخ كذا : بگويند . ( 3 ) سوره 7 آيه 175 . ( 4 ) نخ : قصها را . ( 5 ) نخ : گويم . ( 6 ) نخ : بوبيند . ( 7 ) نخ كذا : گويم .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 62 | ناصر خسرو