تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
و بدان واقف نبودى ، پيش از آنكه رسول عليه السّلام مر قرآن را به زبان تازى بگفت مر آن را بنفس صاف خود پذيرفته بود و بسيط بىحروف و بىكلمات بود امروز مخلوقست . و بيان اين از لفظ قرآن باز نمائيم كه قرآن چهار حرفست دو ازو به يكديگر پيوسته چون « ق » و « را » و دو ازو از يكديگر جدا جدا چون الف و نون و اين دو لفظ قرآن از قرين گرفته‌اند پس لازم آيد كه قرآن از چهار قرين گذشته است كه بخلق رسيده است ، پس از آن چهار دو ازو مركب‌اند چون « قر » و دو ازو بسيط چون « آن » و ما قرآن را از آن دو مركب يافتيم و آن دو مركب مر قرآن را از آن دو بسيط يافته بودند و آن دو مركب ناطق و اساس او كه قرينان يكديگرند و مركبانند از جسد و نفس ، همچون اين دو حروف نخستين كه مركب شده است اندر لفظ قرآن چون « قر » و اين دو مركب بدان دو بسيط تمام آيد همچنانكه قرآن به آن الف و نون تمامست پس الف و نون مثال است بر عقل و نفس كه ناطق و اساس را تائيد اندر تأليف و تأويل از ايشانست و ايشان مركب نيستند و بسيطاند همچنانكه اين دو حرف مركب نيستند و الف دليل است بر عقل كه او از همه حرفها جداست كه چون نويسنده به دو رسد خطّش بگسلد از بهر آنكه الف را از زبر سو چيزى نيست و او آغاز چيزهاست و حرفها با الف پيوندد و الف بديگر حرفها نه پيوندد ، و همچنانكه همه چيزها از زبر سوى بعقل پيوسته است و عقل از زبر سوى به چيزى ديگر پيوسته نيست ، و نون دليل است بر نفس كلّ بدانچه خطّى است سربسر فراز خواهد آوردن و هنوز نياورده است همچنانكه حال نفس كلّ بفايده گرفتن از عقل كلّ همين بدرجهء عقل كلّ خواهد رسيدن و هنوز نرسيده
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 59 | ناصر خسرو