است ، همچنين اندر اين جا « 1 » يعنى شمردن حروف حرف نون اوّل نونست و آخر هم نونست دليل است كه هر آخر چون اوّل خويش خواهد شد و اوّل عقل است و آخر نفس است و نفس چون عقل خواهد شدن و ازين چهار حرف نخستين قافست و آن دليل است بر اساس كه مؤمن ازو بناطق راه يابد و بشناسد مرو را و « را » دليل ناطق است و قاف به حساب جمل صد باشد و « را » دويست باشد يعنى كه ناطق خداوند دو مرتبه است يكى تأويل و ديگر تأليف ، و اساس خداوند يك مرتبه است كه آن تأويل است و ناطق را مرتبهء نريست اندر عالم دين و اساس را مرتبهء مادگى است اندر عالم دين چنان كه خداى تعالى گويد قوله تعالى :
فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
« 2 » هميگويد مر نران را نصيب همچند دو ماده است ، و الف دليل عقل است به حساب يكيست يعنى كه عقل علّت همه بودنيهاست همچنانكه يكى علّت همه عددهاست ، و نون دليل نفس است كه پديدآرندهء چهار طبايع است و مواليد پنجم آن همچنانكه نون پنجاه باشد كه آن پنج عقد است ، و « قاف » و « را » از قرآن بر مثال عمل است كه آن نصيب جسد است مركب است ، و الف و نون از قرآن بر مثال علم است كه آن نصيب نفس بسيط است ، و عمل بهرهء ستورانست بىعلم و علم بهرهء فرشتگانست بىعمل ، و علم و عمل هر دو بهرهء مردمست كه بجسد با ستوران انبازند و بنفس دانا با ستوران انباز نيستند و با فرشتگان همسرند و ميانجى است ميان ستوران و فرشته تا بعلم و عمل از ستورى بفرشتگى رسد « 3 » .
و لفظهاى قرآن مختلف آمد و عملهاى شريعتهاى پيغمبران همه
هامش
( 1 ) كذا فى نخ ، شايد : اندر حساب ( ؟ ) .
( 2 ) سوره 4 آيه 175 .
( 3 ) در اين معنى رجوع كنيد بزاد المسافرين چاپ كاويانى ص 19 .