تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
مختلف آمد از بهر آنكه هر دو مانند كالبد مردم بودند و كالبدها مختلف بود و معانى كتابهاى خداى و تأويل شرايع رسولان همه يكى آمد و آن حال خود يكيست از بهر آنكه مانند روح مردم بود و روح را حال گردنده نيست ، پس لفظ را تنزيل گفتند و معنى را تأويل گفتند . پس گوئيم بمثال نزديك و فرق كنيم ميان تنزيل و تأويل گوئيم « 1 » خداى تعالى هميگويد :
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها
« 2 » و تفسير اين آنست كه گويد بآفتاب و بچاشتگاه او و به ماه كه چون از پس او هميرود ، و اين سوگند است از خداى تعالى و تأويلش آنست كه بدين آفتاب مر رسول را هميخواهد اندر دين و سپس رفتن ماه مر آفتاب را سپس رفتن وصىّ او را هميخواهد مرو را اندر دين و سيرت ستودهء او و گفتن تأويل كتاب سپس تنزيل و اين نيكوتر باشد كه خداى تعالى بر رسول خويش سوگند خورد و بوصىّ او از آنكه بآفتاب و ماهتاب گردندهء بىدانش كه بر پاك و پليد همىتابد سوگند خورد ، بازنموديم شرح قرآن و گفتيم واجبى تأويل و تركيب او از ابتدا بر اختصار و اقتصار .

گفتار دهم اندر اثبات ظاهر و باطن شريعت و كتاب او

گويم بتوفيق ايزد سبحانه و تعالى كه نادانان و كاهلان دين اسلام مر شيعت حق را باطل خوانند و گويند كه ايشان كافرانند
هامش
( 1 ) نخ : گويم . ( 2 ) سوره 91 آيه 1 - 2
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 61 | ناصر خسرو