به نفس پاكيزهء رسول صلّى اللّه عليه و آله رسيده است و عقل كلّ آفريده نيست و نه نفس كلّ بلكه هر دواند عبد بسيط و پديد آورده نه از چيزى و مخلوق چيزى باشد كه پديد آورده باشد از چيزى ديگر چنان كه خداى تعالى گفت :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ
« 1 » گفت بيافريديم مردم را از بيرون آميخته « 2 » از گل ، و چون قرآن از عقل و نفس است كه مخلوق نيست درست شد كه مخلوق نيست و چون مردم را طاقت بدين دو روى بود كه يكى چيزى بگفت و كرد مخلوق او را دانست و هرچه آن نه مخلوق بود مر آن را ناگفته دانست و قرآن مخلوق نيست سخن خدايست و ما بدان روى مر قرآن را سخن خداى گوئيم « 3 » كه قرآن از تأييد عقل كلّ است بميانجى نفس كلّ و عقل و نفس از امر خداى بوده شده است و امر خداى تعالى كليمه است و آن كليمه را كن عبارت كردهاند پس گفتيم كه قرآن كليمه است كه آن كن است و آفريده نيست از چيزى .
آمديم از روى قرآن گوئيم كه قرآن آفريده است بدين روى كه امروز در مصحفها نوشته شده است سورههاست مركب از آيات و آيتها مركب است از كلمات و كلمات مركب است از حروف و چيزى كه او مركب باشد از چيزهاى بسيار او مخلوق باشد پس امروز آنچه در مصحفها نوشته است مخلوقست و چون بر دل رسول صلّى الله عليه و آله فرود آمد مخلوق نبود و لا كن چون رسول عليه السّلام بفرمان خداى مر آن را به زبان تازى بگفت مخلوق گشت از بهر آنكه رسول عليه السّلام مخلوق بود و مخلوق جز بر مخلوق قادر نشود اگر امروز قرآن مخلوق نيستى خلق بدان قادر نشدى
هامش
( 1 ) سوره 23 آيه 12
( 2 ) عين عبارت نخ .
( 3 ) نخ : گويم .