نكنند يعنى كه اين روز خداى بياسوده است و خبر ندارند كه پيغمبران كه مر خلق را اين خبر دادهاند آن خواستند « 1 » تا بدانند كه شش تن بخواهد آمدن اندر عالم بفرمان خداى تعالى تا خلق را كارفرمايند و آن هفتمين كه بيايد كار نفرمايد بلكه او جزا دهد مر خلق را و مر آن روز را شنبه گفتند و بزرگ فرمودند داشتن و آن روز قائم قيامت است عليه السّلام .
پس گوئيم آدم عليه السّلام روز يكشنبه بود اندر عالم دين و نوح عليه السّلام روز دوشنبه بود اندر عالم دين و ابراهيم عليه السّلام روز سه شنبه بود اندر عالم دين و موسى عليه السّلام روز چهار شنبه بود اندر عالم دين و عيسى عليه السّلام روز پنجشنبه بود اندر عالم دين و حضرت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روز آدينه بود اندر عالم دين ، و روز شنبه را چشم همىدارند خلق كه بيايد و آن روز آسايش باشد مر آن كسان را كه اين روزها را بحقيقت بشناختهاند و بدانند بحقيقت و بفرمان و بعلم كار كردند ، و هركه اندر سراى جسمانى بكالبد امروز كار كند و بنفس معنى آن بداند فردا اندر سراى نفسانى ثواب آن بيابد . بازگفته شد از واجب شدن و فرستادن پيغمبران عليهم السّلام بر اندازهء روزگار خويش .
گفتار نهم اندر اثبات قرآن و تأويل آن
گوئيم بتوفيق خداى تعالى كه بقاى عالم جسمانى اندر قرآنست و دليل برين قول بگواهى عقل آريم بدانچه گوئيم « 2 » مردم بازپسين همه
هامش
( 1 ) نخ : خاستند .
( 2 ) نخ : گويم .