تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
عليهم « 1 » السّلام مر نفس مردم را به شناساندن « 2 » معانى آن كار بستند و چون جسد مردم را كه كار كن او بود شش جهة بود پيش و پس و راست و چپ و زير و زبر ايزد تعالى شش رسول كار فرماى بفرستاد سوى ايشان چنان كه به مثل آدم عليه السّلام از سوى مردم از سوى سر مردم آمد و نوح عليه السّلام از سوى چپ مردم آمد و ابراهيم عليه السّلام از سوى پس مردم آمد و موسى عليه السّلام از سوى زير مردم آمد برابر آدم عليه السّلام و عيسى عليه السّلام از سوى دست راست مردم آمد برابر نوح عليه السّلام و محمّد مصطفى صلّى الله عليه و آله از سوى پيش مردم آمد برابر ابراهيم عليه السّلام ، و چون اين شش رسول كار فرماى از شش جانب جسم مردم اندر آمدند و هر يكى مردم را در زمان خود كار فرمودند و بر مزد آن كار وعده كردند كه روزى بديشان دهند بدين گونه پس گوئيم كه چون مردم را شش جهة بود بجسد و جسد كار كن بود چون [ از ] هر جهتى يك كارفرماى آمدند از حكم عقل لازم نه آيد كه نيز كسى بيايد ازين پس كه مردم را كار ديگر فرمايد به حكم عقل . ازين برهان كه نموديم درست شد كه پس « 3 » از محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله به پس پيغمبرى نيايد ، و چون عادت مردم آنست كه كار بكنند و مزد آن از كارفرماى بستانند لازم آيد ازين پس كه كسى بيايد بفرمان خداى تعالى كه مزد اين كاركنان را بر اندازهء كار هر كس به دو دهد و آن قائم قيامت است عليه السّلام كه خداوند شريعت است بلكه خداوند شما راست كه مرين كارهاى كرده را شمار بكند و با كاركنان مزدشان بدهد ، و اين كس واجب است
هامش
( 1 ) كذا نخ : عليه ( 2 ) نخ : شناختن . ( 3 ) ظ ، كلمهء « پس » زيادى است .