به زمين كرمان كوفجان « 1 » و اندر عرب به دويست كه از ايشان جز شرّ هيچ نيايد كه متابعت « 2 » هوا كنند و پس اندر باديه از حدود مردمى بيرون شدهاند .
معارضه
اگر كسى گويد بسيار مردم همىبينيم كه ايشان بصلاحاند و قرآن اندر ميان ايشان نيست چون روميان و روسيان و هندوان و جز آن جواب او را گويم كه گروهى كه مر ايشان را سلطانى هست « 3 » ببايد دانست كه اندر ميان ايشان كتاب خداى هست و كتابهاى خداى همه قرآنست بىهيچ خلاف و آنچه نادانان مر آن را خلاف دانند ميان توراة « 4 » و انجيل و قرآن بمعنى هيچ خلاف نيست مگر به ظاهر لفظ و مثل و رمز خلافست ، پس ميان روميان انجيل است و ميان روسيان توراة « 4 » است و ميان هندوان صحف ابراهيم است و خردمند كز حال هندوان پرسد بداند كه ايشان تقليدىتر از همه جهانيانند بدانچه خويشتن را بسوزند بگفتار كسى كه ايشان را گفته است كه اگر شمايان خويشتن را بسوزيد به بهشت رسيد تا به تناسخ بازآئيد ، تناسخ مذهبى « 5 » است كه ميگويند كه هر گروهى [ را ] كه بدن تعلّق گرفته است بعد از فناى بدن بىتعلّق ميگردانند « 6 » ، و مردم اندر بند تقليد جز به ظاهر كتاب نايستند و دانايان هندوان
هامش
كه بواسطهء تحريف نسّاخ بنقد معلوم نيست كدام يك صواب است و آن همان قوم وحشى يا نيموحشى از بقاياى هياطله است كه در حدود سنه 400 در خراسان آنها را كنجينه يا كبجينه يا كنجى يا يكجب ميناميدهاند ،
( 1 ) كوفج كه معرّب آن قفص است قومى باشند كه در كوههاى كرمان سكنى داشتهاند و ايشان را كوچ نيز گويند و غالبا با بلوچ معا ذكر كرده كوچ و بلوچ گويند ( رجوع كنيد بفرهنگها و يا قوت در مادهء قفص ) .
( 2 ) نخ : متابع .
( 3 ) نخ افزوده : و .
( 4 ) نخ : توريت .
( 5 ) نخ : مذهب .
( 6 ) كذا فى نخ بعينه .