پيش از ايشان بودند پيغمبران را كه بيامدند بايشان بحجّتها و دانشها و بكتاب هويداى روشن يعنى فصولها « 1 » ، و چون پيغمبران را ياد كرد جماعت « 2 » ياد كرد « 3 » از بهر آنكه ظاهر شريعتهاى ايشان ديگر بود ، و چون خداوندان تأويل را ياد كرد يكى گفت و كتاب را روشن خواند از بهر آنكه معنى همه كتابها و تأليف شرايع يكى بود هر چند گفتارها و كردارها بلفظ و شكل مخالف يكديگر بود پس گوئيم كه وصىّ آدم مولانا شيث بود عليه السّلام و وصىّ نوح مولانا سام بود عليه السّلام و وصىّ ابراهيم مولانا اسماعيل بود عليه السّلام و وصىّ موسى مولانا هارون بود عليه السّلام و وصىّ عيسى مولانا شمعون بود عليه السّلام و وصىّ محمّد مصطفى علىّ المرتضى بود عليه السّلام و ميان هر دور پيغمبرى ازين پيغمبران « 4 » شش پيغمبر بود بر مثال شش روز كه ميان دو روز آدينه باشد و اين شش پيغمبر كه آمدهاند برابر روزى آمدهاند از روزهاى هفته و آنكه مىآيد هفتم ايشانست و چون او بيايد اين دور بسر شود و قيامت شود و هر كس بجزاى كار خويش رسد « 5 » .
پس آدم عليه السّلام چون روز يكشنبه بود ، و دليل بر درستى اين قول آنست كه اندر اخبار آمده است كه ايزد تعالى آفرينش عالم را بروز يكشنبه آغاز كرد و بروز آدينه از آن پرداخته شد و روز شنبه بياسود ، و معنى اين قول پوشيده است اندر ميان خلق از آغاز روزها و هر كسى مرين قول را بر اندازهء عقل خويش پذيرفت و جهودان بدين سبب مر روز شنبه را بزرگ دارند و در آن روز كار
هامش
( 1 ) كذا فى نخ .
( 2 ) يعنى رسل بصيغهء جمع .
( 3 ) نخ : كردند ( غ ظ ) .
( 4 ) مطلب تاريك است و واضح است كه در عبارت نخ تحريفى واقع شده .
( 5 ) نخ : رسند .