پيدا كرديم كه ددكان درين جهان دوزخيانند چنان كه هر كه دزد و خيانت كار است از مردم بمنزلهء موش است و هر كه مكابره « 1 » و رباينده است بمنزلهء گرگ و شير است و هر كه بر حرام حريص است او بمنزلهء خوكست و مردم بحقيقت رسولست و وصىّ او امامان عليهم « 2 » السّلام و دست ايشان گشاده است ، و خداى تعالى گفت تا هر كه فرمان ايشان نبرد مر آن كس را بكشند همچنانكه دست مردم گشاده است بر ديگر جانوران بكشتن مر ايشان را ، و هر جانورى كه خوردن گوشت او حلال است چون گاو و گوسفند و شتر و جز آن « 3 » دليل است بر مردمانى كه ايشان بصلاح باشند و پارسا و فرمانبردار و ليكن علم ندانند پس گوشت ايشان خداى تعالى حلال كرد يعنى كه ايشان را علم بياموزيد و با خويشتن يكى كنيد ، و هر جانورى كه گوشت او حرامست چون خوك و شير و جز آن ايشان دليلاند بر مردمانى كه اندر ايشان فساد و شرّ باشد و پند نپذيرند همچنانكه اين ددكان مردم را فرمان نبرند پس مر ايشان را فرمود كشتن و ناخوردن يعنى كه دين ايشان را بر ايشان تباه بايد كردن و دين حقّ ايشان را نبايد آموخت و اندرين معنى خود بجاى خود سخن گفته شود .
پس اين جهان مر دانايان را در بهشت است و مر نادانان بىفرمان را در دوزخ است از بهر آنكه ببهشت و دوزخ آن كس رسد كه او اندر اين جهان آمده باشد و هر كه خواهد كه ازين جهان بهشت آبادان كند و هر كه خواهد كه دوزخ آبادان كند ، و ازين سراى خلق بدين دو جاى همىروند چنان كه خداى تعالى هميگويد :
فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ
« 4 » .
هامش
( 1 ) كذا فى نخ .
( 2 ) نخ : عليه .
( 3 ) نخ افزوده : و .
( 4 ) سوره 42 آيه 5 .