از جانوران ، از بهر آنكه مردم بهشتى است اندر حدّ قوّه و ستور نه بهشتى است و بهشتى را پادشاهى است بر دوزخى لا جرم جانوران اندر پادشاهى او آمدستند هم بدين جهان ، و مردم مر ستوران را همىرنجاند و همىفروفروشد و همىكشد و همىخورد « 1 » و از آن بر وى هيچ ملامتى نيست ، همچنانكه بدوزخ برند و برنجانند و ناچيز كنند مر دوزخيان را و آن از دوزخيان طاعت است مر خداى را ، پس مردم همچنانكه برنجانيدن مر ستوران را اندر راه حج و غزا و كشتن و پاره كردن مر ايشان را بفرمان چون به خدا همى تقرّب كند بر وى از آن حرجى نيست ، همچنانكه هميگويد كه روز قيامت رسول صلّى اللّه عليه و آله بيايد و بدوزخ بردمد و دم او مر دوزخ را سرد كند و رداى خويش يعنى كليم به آتش فرو برد تا عاصيان امّت را بركشند و دوزخ را هيچ قوّة نباشد بر دم و رداى او ، همچنانكه دست مردم كوتاهست از مردم ديگر كه او ظاهر شريعت پذيرفته است و اندر حدّ قوّه بهشتى گشته است و اين مثال درست است ، پس ظاهر كرديم كه مردم نادان اندر اين جهان دوزخاند مر ستوران را و ددكان را كه ايشان دوزخيانند بر آنچه بر ستوران و ددكان همىرسند از آنچه بار كشيدن « 2 » و سوختن و كشتن و پختن و خوردن و جز آن باشد همىكنند و همىرنجانند و هيچكس بدين ستوران كه دوزخيانند نه بخشايد ، چنان كه خداى تعالى هميگويد اندر جواب دوزخيان كه فرياد خواهند كرد قوله تعالى :
قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ
« 3 » هميگويد چون ايشان فرياد خواهند كرد خداى گويد دور باشيد اندر دوزخ و با من مگوئيد .
هامش
( 1 ) نخ در هر چهار موقع بصيغهء جمع نوشته يعنى رنجانند ، فروشند ، كشند ، خورند .
( 2 ) كذا فى نخ ، شايد ببار كشيدن .
( 3 ) سوره 23 آيه 110 .