تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
آن جهانست كه تا ازين در بيرون نشوى بدان سراى نرسى ، و بديگر روى اين جهان چون چيزى نهانيست « 1 » و هر كس ازين مردم نصيبى يافته است و آن چيزيست كه اگر او را زود نفروشى تباه شود و نيز اندرو كسى رغبت نكند ، بازارگان نيكبخت آنست زود مرو را بفروشد و چيزى بستاند كه آن تباه نشود و آن طاعت خدا و رسولست و اگر نه اندرين روى او را صرف كنى ناچيز شود آن وقت پشيمانى سود ندارد و چنان كه خداى تعالى هميگويد :
أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
« 2 » هميگويد چون نفس بدبخت عذاب را بيند گويد اگر مرا يك بار بازبرندى بدان عالم من از نيكوكاران بودمى ، آنگه گفت ، قوله تعالى :
بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِي فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ
« 3 » گفت بلى نشانيهاى من سوى تو آمد و اين « 4 » دروغ زن كردى و گردن كشيدى و از كافران شدى . اين است حقيقت عالم جسمانى بلفظ كوتاه .

گفتار هفتم اندر دوزخ و در او « 5 »

گوئيم بتوفيق خداى تعالى كه هر چيزى كه او موجود شده است او نخست اندر حد قوّه بوده است تا باز بحدّ فعل آمده است چنان كه مردم امروز موجود شده است از نخست نبات بوده است تا پدر
هامش
( 1 ) كذا فى نخ بعينه ، شايد نهادنى است ( ؟ ) . ( 2 ) سوره 39 آيه 59 . ( 3 ) نخ : سوره 39 آيه 60 ( 4 ) كذا ايضا فى نخ بعينه . ( 5 ) نخ : درى او .