تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
دو گواه و ولىّ مرد زن نكند و زن شوى نكند ، گوئيم كابين در نكاح نفسانى علم تأويل است كه آن بزرگتر از همه مالها است كه امام از حجّت پذيرد « 1 » و باهل جزيرت بدهد و ايشان همه بدين مرو را بشوى بپسندند « 2 » نبينى كه چون شوى كابين زن را پذيرد و نتواند دادن زن مرو را به حاكم برد و كابين طلب كند ، و اگر شوى كابين نيابد زن با او نباشد و جدا شود و شوى ديگر كند همچنين اگر « 3 » مستجيبان « 4 » و داعيان از صاحب جزيرتان علم بيان بگواهى آفاق و انفس نيابند روى ازو بگردانند و به حضرت امام بازگردند تا مر ايشان را بديگر صاحب جزيرت دهد چون از صاحب جزيرت ايشان عاجزى و درويشى نفسانى ظاهر شود ، بازنموديم از ظاهر باطن نكاح و سفاح آنجه واجب بود [ و ] بيان آن بگفتيم بر قدر كفايت ، مر مؤمن مقتدى را ايزد سبحانه و تعالى توفيق رفيق گرداناد .

گفتار چهل و هفتم اندر حق واجبات و تأويل آن

گوئيم « 5 » بتوفيق خداى تعالى كه بر بنده طاعت خداى بر سه مرتبت است يا هر روز واجب است چون نماز پنج‌گانه يا هر سال واجب است چون [ زكات دادن و روزه داشتن و يا بعمرى واجب است چون ] حجّ كردن و واجبات دادن همچنانكه آفرينش « 6 » سه مرتبت است يا عالم روحانيست چون آن جهان يا عالم جسمانيست چون
هامش
( 1 ) كذا فى نخ ، شايد : حجّت از امام پذيرد . ( 2 ) نخ : بو پسندند . ( 3 ) نخ : اگر همچنين . ( 4 ) نخ : مستجبان . ( 5 ) نخ : گويم . ( 6 ) نخ : آفرينش » را مكرّر دارد .