تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
بدست امير المؤمنين على داد امير المؤمنين على عليه السّلام اشتر را مىآورد « 1 » ديگر اعرابى پيش او همىآمد و گفت يا امير اين اشتر به من فروشى امير گفت فروشم اعرابى گفت به چند امير گفت اكنون به صد و نوزده درم از وام‌دار ستدم و آن اعرابى صد و نوزده درم بداد و آن اشتر بخريد امير المؤمنين « 2 » در بارگاه رسول عليه السّلام درآمد و رسول عليه السّلام اين آيت بخواند امير المؤمنين على در حال تأويل اين آيت بشناخت و آن سيم پيش رسول بنهاد و رسول عليه السّلام گفت يا على اين سيم از كجا آوردى امير المؤمنين على عليه السّلام قصهء اعرابى و اشتر فروختن بديگر اعرابى بازگفت « 3 » رسول عليه السّلام گفت نبود آن فروشندهء اشتر مگر جبرائيل و بنود آن خرندهء اشتر [ مگر ] ميكائيل ، و آنگه چون تأويل اين آيت وصىّ رسول عليه السّلام بمؤمنان رسانيد هركه توفيق يافت از خداى تعالى واجبات خداى را وام داد ، و ما گوئيم آنچه خداى تعالى گفت :
وَ أَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً
معنى اين آيت اين است كه وام خواست خداى تعالى از بندگان و اندازه پيدا نبود و خداوند تأويل پيدا كرد ما را كه صد و نوزده درم است و بيان اين بگفت چون حسنا به حساب جمل حساب كنى صد و نوزده است چنان كه ح هشت س شصت ن پنجاه الف يكى ، و تأويل « 4 » آن [ در ] عالم دين [ اين ] است كه اين سخن « 5 » دليل است بر كليمهء بارى سبحانه كه نام او وحدت « 6 » است و وحدت « 6 » چهار حرف است و دليل بر چهار اصل دين است كه ازو اندر عالم پديد آمده‌اند دو روحانى و دو جسمانى ،
هامش
( 1 ) نخ افزوده : و . ( 2 ) نخ افزوده : كه . ( 3 ) نخ افزوده : و . ( 4 ) نخ : تأويش . ( 5 ) نخ افزوده : است . اين سخن يعنى « حسنا » ظاهرا . ( 6 ) كذا فى نخ ، شايد : واحد .