تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
حجّت خدايست بر خلق و صاحب جزيرت حجّت امامست و داعى حجّت صاحب جزيرتست و امام و حجّت سلطان باشند ، پس اندر نكاح نفسانى هر حدّى از حدود دين ولىّ مؤمنانست اندر حدّ خويش چنان كه رسول عليه السّلام گفت : السلطان ولىّ من لا ولىّ له رسول صلّى اللّه عليه و آله ولىّ خلق بود اندر زمان خويش و چون ازين عالم بگذشت ولايت خويش با امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب سپرد چنان كه روزى در غدير خم گفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه و امير المؤمنين علىّ آن ولايت بفرزندان خويش سپرد ، و همچنين هر امامى ولىّ خلق باشد پس از رسول عليه السّلام كه آن ولايت بفرزندان خويش سپرد كز پس او امام باشند ، و امامان را خداى تعالى گواهان خويش خواند بدانچه گفت خداى تعالى :
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً
« 1 » گفت همچنان « 2 » [ شما را ] امت ميانجى « 3 » بكرديم تا شما بر مردمان « 4 » گواهان باشيد و رسول بر شما گواه باشد ، و چون رسول جاى خويش بگواهى خدا بوصىّ خويش سپرد دانستيم او بر وصىّ گواهست و چون گواهى او بر وصىّ درست است دانستيم كه گواهان بر خلق فرزندان اويند ، پس گوئيم « 5 » كه اندر نكاخ نفسانى آن روز كه رسول عليه السّلام بغدير خم مر خلق را گرد آورد و از ايشان پرسيد كه نه از شما بشما سزاوارترم « 6 » ايشان گفتند بلى و آن رضا ستدن او بود از امّت تا ايشان را بشوى نفسانى دهد تا نسل
هامش
( 1 ) سوره 2 آيه 137 . ( 2 ) نخ : همچنانكه . ( 3 ) نخ : بميانجى نيز . ( 4 ) نخ افزوده : نيز . ( 5 ) نخ : گويم . ( 6 ) نخ افزوده : تا .