تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
گروهان خويش اندر آتش‌اند ، پس آنكه برسول و كتاب خداى بگرويد « 1 » و به آخر بحسد و بغض و كبر كار كرد و تعبّد و رياست جست و از پس فرمان رسول نرفت دجال گشت ، و آنكه ظاهر نپذيرفت و خواست خويشتن را از بىنمازان و كاهلان امّت و مدبّران طبع‌انگيز [ كند ] و بدبختى « 2 » اندرو رسد گفت ظاهريان از بهر باطنيانند و چون باطن دانستى از ظاهر بىنياز شدى ، و اين دو گروه دشمنان خدا و رسولند چنان كه گفت خداى تعالى :
كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
« 3 » ، گفت همچنين بكرديم هر پيغمبرى را دشمنى از ديوان « 4 » مردم و پرى كه به يكديگر اشارت همىكنند گفتار آراسته مر فريب را ، و ديوان مردم از نيسانى « 5 » ظاهريند و [ آنان كه ] از ايشان باطنىاند ديوان « 6 » پريند كه هر دو بدروغ و فريب مردمان را بيدين همىدارند ، و بر دين حق آنست كه ظاهر و باطن هر دو را به حق نگاه دارد و بهر دور « 7 » مر خداى را مطيع باشد و بپرستد « 8 » ، و اندر اخبار آمده است كه امير المؤمنين على عليه السّلام بضرورت رسيد به بيعت ضدّان خويش كه ازو بيعت خواستند و بدست چپ با ايشان بيعت كرد و گفت بيعت نكنم با هيچ‌كس با آن دست كه با رسول خدا بيعت كرده‌ام ، و تأويل اين قول آن بود كه من باطن را با رسول بيعت كرده‌ام كه آن منزلت بكس ندهم كه او عليه السّلام به من داده است ، و با ضدّان بيعت به ظاهر كرده‌ام
هامش
( 1 ) نخ : بگرويدند . ( 2 ) كذا فى نخ . ( 3 ) سوره 6 آيه 112 . ( 4 ) نخ افزوده : و . ( 5 ) كذا فى نخ : ظاهرا از ايشان . ( 6 ) نخ افزوده : و . ( 7 ) كذا فى نخ ، ظ : و بهر دو ( ؟ ) . ( 8 ) نخ : باشند و بپرستند .