تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
نخست آن واجب است كه چيزى را بشناسى تا ازو حذر توانى كرد و كسى زهر نشناسد مخاطره باشد كزو بخورد بنادانى ، و چيزها هست كه چون آميزش او نه بر « 1 » واجب باشد زهر گردد چنان كه روغن گاو با انگبين سخت خوش و غذاى دلخواهست و قوّت دهنده و ليكن چون ازين دو چيز همسنگ يكديگر « 2 » بخورند چنان كه هيچ تفاوت نباشد اندر وزن آنگاه اندر معده [ اختلال ] حاصل شود [ و ] هلاك شود ، پس واجب است مردم خردمند را مر آن كس را شناختن كه رسول صلّى اللّه عليه و آله ازو حذر فرمود كردن چنان كه گفت : احذروا فتنة « 3 » الا عور الدجّال ، گفت بپرهيزيد از فتنهء دجّال و آن يك چشم است ، و چون مؤمن دجال را بشناخته بود به دو فريفته نشود ، [ و ] هم چنان كه از عدل ايزدى و رحمت الهى روا نيست كه ايزد تعالى مر خلق را رهنمائى دهد كه هركه برو پيوندد رسته شود و بعد از آن بىرهنماى بگذارد و اين ستم باشد از خداى تعالى و اين ستم از خداى تعالى دور است « 4 » نيز روا نباشد كه خداى تعالى فريبندهء بيرون « 5 » آرد كه خلق را از مكر [ و ] دستان او بيم هلاك باشد و بروزگار « 6 » آن فريبنده خلق ايمن نباشند « 7 » ، و اين هر دو معنى را خداى تعالى اندر قرآن ياد كرده است قوله تعالى :
لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
« 8 » هميگويد نوميد مباشيد از رحمت خداى [ كه نوميد نباشند از رحمت خداى ] مگر گروه كافران ، و بدين « 9 » آيت بشارتست مر خلق را كه
هامش
( 1 ) نخ : برو . ( 2 ) نخ : همديگرند . ( 3 ) نخ : فيه . ( 4 ) نخ افزوده : و . ( 5 ) نخ : به بيرون . ( 6 ) بروزه‌كار . ( 7 ) نخ : باشند ( ؟ ) . ( 8 ) سوره 12 آيه 87 . ( 9 ) نخ : برين .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 279 | ناصر خسرو