تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
قوله تعالى :
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ
« 1 » هميگويد حرام كرده شد بر شما مردار و خون گوسفند يعنى مسفوح و گوشت خوك و آنچه بنام خداى گلوى او بريده نشود و او را كه خود خفه شود و آنكه بلت « 2 » كشته‌اند و آنكه از بالا بيفتد و بميرد و آنكه ستور ديگر او را « 3 » شاخ بزند و بكشد و آنكه درنده عضوى ازو خورده باشد مگر كه هنوز با جان باشد « 4 » و شما مر آن را بسمل كنيد و آنچه پيش بتان مرو را بكشند و آنچه بكعبتين مر آن را قسمت كنند ، و اين چنان بوده است اندر عرب كه چوبى داشتندى تراشيده چهار سو و بر دو سوى او نبشته « 5 » كه خداى چنين فرموده است « 6 » او را بگردانيدندى « 7 » بر كارها بر قسمت گوشت و جز آن و هرچه از كعبتين پديد آمدى بدان « 8 » برفتندى « 9 » ، پس خداى تعالى از اين همه رويها نهى كرده است و همه را با مردار و گوشت خوك برابر كرد و گفت اين همه بىفرمانى است و اين يازده گونه چيز است كه حرام است و آن دوازدهم آن حلال است كه نام خداى بدان ياد كنى و مرين حلال همين دليل كند بر حقوق‌مندى يكتن از جملهء دوازده تن كه مر آن يازده تن را فرمان
هامش
( 1 ) سوره : 5 آيه 4 . ( 2 ) لت بمعنى زدن و كوفتن و كتك باشد ( برهان ) و شاة موقوذة قتلت بالخشب و الموقوذة الشاة تضرب حتى تموت ثمّ توكل ( لسان ) ( 3 ) نخ افزوده : يعنى ( 4 ) نخ افزوده : و آنچه ازو باقى مانده باشد . و اين لغو و تكرار است . ( 5 ) نخ : نبشته‌اند . ( 6 ) نخ افزوده : كه . ( 7 ) نخ : بگردانندى . ( 8 ) نخ : آيد . ( 9 ) نخ : بدان فزيفتندى .