تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
مكر خداى تعالى ، [ امّا ] تأويل نوميد بودن از رحمت خداى و ايمن بودن از مكر خداى تعالى ، تأويل نوميد بودن از رحمت خداى آنست كه كسى اندر شريعت كاهل و نادان باشد و گويد همه خلق متحيّرند اندر جهان و خود حق نيست همه دين‌ها از اصل تباه و مختلف است چنين كس بر خداى و رسول حكم كرده باشد بضايع كردن خلق ، و تأويل ايمن بودن از مكر خداى آنست كه كسى گويد نه ثوابست و نه عقاب و اگر ثواب و عقاب بودى همه نيكوكاران و بدكاران اندر يافتى و اگر خداى قادر بودى عقوبت بكردى و ثواب بدادى ، يا گويد اگر خداوند زمان حق بودى بيرون آمدى و حق خويش طلب كردى ، و نيز گفتند گواهى دادن بدروغ هم از كبائر است و تأويلش آنست كه كسى مر ضدّ آن خداوند حق را گويد كه او امام حق است ، و نيز گفتند آزردن پدر و مادر هم از كبائر است و تأويلش آنست كه مستجيب « 1 » اندر داعى و مأذون زبان درازى كند و ايشان را نيز بيازارد ، و نيز گفتند كه سوگند بدروغ خوردن هم از كبائر است و ظاهر آنست كه كسى مال كسى بازگيرد و سوگند خورد كه بر من چيزى نيست مر آن كس را ، تأويلش آنست كه عهد خداوند حق بگيرد و علم بشنود آنگه مرو را منكر شود ، پس هركه ازين كبائر كه ياد كرديم دور باشد ايزد تعالى او را در دعوت امام راه دهد كه آن جايگاه پرمايه است و [ به ] سبب رسيدن پرمايه نيز جاى او « 2 » بهشت جاويد است ، و مؤمن مستحق آنست كه از اين همه گناهان ظاهر و باطن كه ياد كرده شد دور باشد تا رستگار باشد .
هامش
( 1 ) نخ : مستجب . ( 2 ) نخ : آن