گفتار چهل و چهارم اندر آنچه از گوسفندان چه چيز حرامست چون مردار و گوشت خوك حرامست و تأويل آن
گوئيم « 1 » بجود ولىّ زمان عليه السلام مر تابعان خاندان حق را كه فرمان خداى را به ظاهر و باطن ببايد پذيرفتن و باطنش ببايد دانستن و تا معنى قول خداى تعالى ندانى حلال از حرام جدا نتوانى كردن و مثال آن چنان است كه خداى تعالى هميگويد قوله تعالى
فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآياتِهِ مُؤْمِنِينَ
« 2 » هميگويد بخوريد هرچه بر و نام خداى تعالى ياد كرده باشند اگر بآيتهاى او گرويدهايد ، و ما دانيم كه اگر كسى صد بار نام خداى بر خوك ياد كند « 3 » همى حلال نشود ، پس اين حال دليل همىكند - كه خوك نام خداى را نپذيرفت گوشت او حلال همىنشود ، اگر به ظاهر حال بنگريم گوسفند و خوك وقت بسمل كردن نام خداى را ياد كنى بر يك حال باشند از پيچيدن بر خود و خون رها كردن و آراميدن و سنجيدن بر طول « 4 » ، پس درست شد كه خوك به باطن نام خداى را نپذيرد تا اين ظاهر بسبب او حرام شده است ، و ايزد تعالى نهى كرده است از خوردن گوشت خوك كه خوردن گوشت او حلال نيست و اندر حلالى گوشت گوسفند مؤمنان را هيچ شكى نيست و ليكن فرقى ننهاده است ميان گوشت خوك و ميان گوشت گوسفند چون هلاك شدن او بدين رويها باشد [ كه خواهد آمد ] و گوشت او چون گوشت خوك باشد چنان كه گفت
هامش
( 1 ) نح : گويم .
( 2 ) سوره 6 آيه 118
( 3 ) نح : كنى .
( 4 ) كذا فى نخ .