از ملامت ، و اطاعت اولى الامر دليل است بر داعى از بهر آنكه اطاعت امام بدان واجب شود بر مؤمن كه داعى مرو را بدان حريص كند و بنمايدش آن چيزى كه اندر زير اطاعت امامست ، اكنون گوئيم « 1 » اندر بيان چيزها كه مؤمن را از دانستن آن چاره نيست تا نفس راهجويان بجستن آن پاكيزه شود و السّلام .
گفتار سى و هفتم اندر چه چيزى حيض زنان و تأويل آن و پاكيزگى آن
گوئيم « 1 » بتوفيق خداى تعالى كه حيض زنان خونى است كه از گوشت حاصل آيد ، اگر نطفهء مرد با زن جمع شود مر آن خون را پس بپذيرد ، اگر آن دو نطفه نباشد آن خون پليدى باشد هيچ پاكى نباشد ، و جسدهاى مردمان ماده و ديگر حيوانات را از ترى نصيب بيشتر است از آنكه جسدهاى نرانراست « 2 » از بهر آنكه جسدهاى ماده جاى سرشتن و فراز آوردن جسد است و مر سرشتن [ و ] صورت صورتكردن را از ترى چاره نيست ، و چون نطفهء مرد بنطفهء زن اندر آميزد هر دو يكى شود [ و ] بدان زندگى كه بديشان اندرست به غذا حاجتمند شود پس آن تريها كه اندر جسد زن است هميشه جمله مىشود و بنطفهها هميرود و بدان دو نطفه رسد تا بگذرد و اگر نطفهها حاجتمند شده باشد به غذا مر آن ترى را بيابد [ و ] بغذاى خويش گيرد و از او خوردن گيرد و چون غذا يابد همىافزايد و تريها از جسد آن زن بازگرفته [ شده ] روى بدان خورنده نهد و آن خورنده مر آن را همىخورد و همىافزايد تا صورت آن دو جفت كه اندر نطفهء ايشان بحدّ
هامش
( 1 ) نخ : گويم .
( 2 ) نخ : برابر است .