تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
السّلام گفت : من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية و الجاهل فى النّار ، گفت هركه بميرد و امام زمان خود را نشناسد مرگ او مرگ جاهلان باشد و اندر مرگ [ جاهلان ] كسى بميرد كه او را پيغمبر نباشد و آن كس اندر آتش باشد ، پس هركه امام را بشناخت برو واجب شود اطاعت امام اگر به حضرت امام باشد و اگر به حضرت امام نباشد برو واجب شود اطاعت آن كس كه امام او را بپاىكرده باشد بدان جزيره كه اوست ، و هيچ گروهى نيست از كيش‌ها و مذاهب مختلف كه ايشان منكر باشند امامى را مگر معطّلان و دهريان كه ايشان خود علم ندارند و علم را منكرند و گويند علم خود نيست ، البته هيچ مذهبى نيست كه اندرو داناتر و نادان‌تر نيست و دانايان مر نادانان را امامند مگر آنست كه گروهى دعوى كنند كه امام حقّ آنست كه ما تابع اوئيم ، پس همه خلق اندر نام امامت مختلفند و اندر معنى امامت معتقدند پس واجب است بر مؤمن بشناختن امام زمان خويش را تا لازم آيد اطاعت داشتن مر امام را ، پس بنگريم تا امام مر دين را بايد يا مر دنيا را يا هر دو را . گوئيم « 1 » اگر امام مر دنيا را بايستى بىدين پس دين بيكار بودى و بىسالار و خداى تعالى بزرگتر [ از ] آنست كه چيزى را بيكار كند خاصه مر دين را كه او شريفتر از همه چيزهاست ، و اگر امام مر دين را بايستى بىدنيا سياست دنيا باطل بودى و محال بودى كه ايزد تعالى مر امام را بر شريفتر چيزى مهتر كردى و خسيس‌تر چيزى از او بازداشتى ، پس دانسته شد كه امام هم دين را
هامش
( 1 ) نخ : گويم .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 245 | ناصر خسرو