رستنى و انواع حيوانات ، و خداى تعالى هميگويد قوله تعالى :
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ
« 1 » گفت ببينيد « 2 » زمين مرده را پس چون فرو فرستاديم برو مر آب را بجنبيد و بيفزود و برويانيد از [ هر ] جفت نيكو ، و تأويل اين آيت آنست كه تأويل را پايدارى و هستى تنزيل است و ناطق را محلّ آسمان است چنان كه بيان نموديم ، پس تنزيل بمحلّ باران باشد و چون وصىّ را منزلت زمين است تأويل [ را ] منزلت آن چيزها باشد كه بمادّت آسمانى پديد آيد و ناطق تدبيرگر جملگى عالم دين است و مرگ به دو بازبسته نيست بلكه به دو زندگى بازبسته است ، و همىگويد ايزد تعالى
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً
« 3 »
[ لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً ]
يعنى كه چون آب را فرو فرستاديم زمين مرده زنده شد ، پس گوئيم « 4 » كه تنزيل بر مثال جسد است و تأويل بر مثال روح است مرو را ، و مرگ جسد را بجدا شدن روح باشد از جسد و ظاهر شريعت هم بر مثال كالبدهاست به خودى خويش ، و تأويل بر مثال روح است به خودى خويش ، و مر زمين را منزلت تأويل است چنان كه گفتيم و آسمان را منزلت تنزيل است ، بدين سبب بود كه مرگ را بر زمين بازخواند و [ زندگى را ] به آسمان بازخواند ، و چون درست شد كه زايشهاى عالم جسمانى را از زمين و آسمان چاره نيست لازم آيد كه پدر و مادر نفسانى اندر هر زمانى يافته باشد مر مؤمنان را پس بايد كه پدر و مادر نفسانى خويش را بشناسند تا بىنصيب نمانند و رسول عليه
هامش
( 1 ) سوره 22 آيه 5 .
( 2 ) نخ : بوبينيد .
( 3 ) سوره 25 آيه 50 .
( 4 ) نخ : گويم .