گفتار سى و ششم اندر واجب اطاعت امام زمان و بيان آن
گوئيم « 1 » بتوفيق خداى تعالى كه مردم گوهريست لطيف بر ساخته بر گوهر كثيف و مركب است از دو عالم محسوس و معقول ، يكى جسم مردم كه ديدنى و شنودنيست و ديگر نفس مردم كه ديدنى و شنودنى نيست ، و جسم مردم كه ديدنى و شنودنى است همىساخته نشود مگر بميانجى دو همجنس كه او سوّم ايشان است كه آن پدر و مادر اوست پس لازم [ آيد ] كه آن گوهر لطيف كه با اين گوهر كثيف جفت است اندرين كالبد آراسته و ساخته نشود مگر به دو همجنسى كه او سوّم ايشان است ، چون جسم را تمامى اندر آن بود كه بخورشهاى « 2 » اين جهانى برسد از لذّات جسمانى بميانجى پدر و مادر گفتيم كه تمامى نفس نيز اندر آن باشد كه او بلذّات عالم روحانى برسد بميانجى پدر و مادر نفسانى ، پس به حكم ضرورت اثبات شد مر نفس مردم را از پدرى و مادرى همچنانكه جسم مردم را از پدر و مادر چاره نيست ، و چون پدر جسمانى مردم فايدهدهنده بود و مادرش فايده پذيرنده بود گفتيم كه پدر روحانى نيز فايدهدهنده باشد و ما در نفسانى فايده پذيرنده باشد ، پس گفتيم « 3 » كه آن پدر دينى كه او مر نفس مؤمن را بمحلّ پدر است رسولست صلى اللّه عليه و آله و سلّم و آن مادر دينى كه او مر نفس مؤمن را بمحلّ مادر است وصىّ اوست ، و تنزيل ناطق مر صورت نفسانى مؤمن را بمرتبهء نطفهء پدر است و تأويل وصىّ مر آن صورت نفسانى را بمرتبت نطفهء مادر است و بفراز
هامش
( 1 ) نخ : گويم .
( 2 ) كذا فى نخ .
( 3 ) ظ . گوئيم .