دنيا پس رسول عليه السّلام بفرمود مر ايشان را عهد گرفتن و مفاتحت كردن كه متابع شوند ، همچنانكه « 1 » كودك خرد « 2 » را نبايد كشتن و ببايد بردن دليل بر آنست كه مستجيب « 3 » را علم ببايد آموختن و دستور نبايد دادن بدعوت كردن ، و جهاد بىفرمان امام روا نيست دليل بر آن است كه دعوت روا نيست اندر جزيرهء مگر از آن پس كه امام حجّت بپاىكند اندر [ آن ] جزيره ، و همچنانكه مبارز اندر حرب جسمانى يكتن باشد مبارز اندر مناظره كه حرب روحانى است حجّت است كه اندر جزيره باشد ، و اندر حرب ظاهر مقدّمه است و قلب و ميمنه و ميسره و ساقه ، اندر حرب روحانى همچنين است ، خداوند حرب ناطق است كه او پيدا كرد مراتب حدود را ، و مقدّمه اساس است كه او بر پيش صف است مر حدود جسمانى را پس از ناطق ، و قلب امام است كه او دل لشكر مؤمنانست و معدن آرامش تأييد است ، و ميمنه حجّت است كه مؤمنان از عذاب خداوند بيمن بركت او رهايش يابند ، و ميسره داعى است كه داعى مؤمنان را از دشوارى تنزيل به آسانى تأويل رساند ، و ساقه مأذونست كه همىخواند مر خلق را سوى رحمت خداى ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : الخيل معقود فى نواصيها الخير إلى يوم القيامة « 4 » گفت اسب را نيكى بسته است اندر موى پيشانى تا بقيامت تأويلش آنست كه دعوت گسسته نشود از حجّتان و موى پيشانى حجّتان داعياناند تا هنگام آشكارا شدن قائم قيامت عليه افضل التحيّة و السّلام ، اين است بيان جهاد كه ياد كرديم بجود خداى تعالى و السّلام .
هامش
( 1 ) كذا فى نخ . و شايد « همچنانكه » زيادى است .
( 2 ) نخ : خورد .
( 3 ) نخ مستجب .
( 4 ) حديث مشهور است و در فروع كافى و صحيح بخارى هر دو در كتاب الجهاد مكرّرا مسطور است .