شده و خون روحانى شكّها و شبهتهاست همىرود اندر رگهاى باطن از راه فكرت و وهم و ذكر ، پس خداى تعالى بفرمود پيغمبر خويش را جهاد كردن با كافران و ريختن از ايشان خون جسدانى را از آن پس كه مرو را منكر شدند و ظاهر شريعت را كه آن جسد دين بود نپذيرفتند و اين جهاد بشمشير جسمانى بود بآهن جسمانى ، و همچنين بفرمود مر مؤمنان را تا بريزند خون روحانى را بآهن روحانى و بهر سلاحى « 1 » كه باشد [ كه ] او را از آهن روحانى كنند از نفسهاى منافقان همچنانكه بشايد ريختن خون جسدانى را از جسدهاى كافران بهر سلاحى كه باشد از آهن جسمانى ، و چون خون كافرى بريزى جسدش بيارامد از جنبش طبيعى همچنين هر گاهى كه خون روحانى را از منافقان بريزى بيرون شود شكّ و شبهت كه اندر دل او بود [ و ] آن مخالف از خلاف و منازعت بيارامد ، [ و ] همچنانكه ريختن خون جسمانى بآهن طبيعى بود كز كوههاى جسمانى بيرون آرند ريختن خون روحانى بآهن روحانيست كز كوههاى روحانى بيرون آيد ، و كوه روحانى حجّت است و آهن روحانى مثل است بر امام حق كه با او خون ريختن حلال است از چيزى كه او را بسمل كنى ، و خداى تعالى حرام كرد بر مسلمانان گريختن از پيش كافران چنان كه گفت قوله تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
« 2 » گفت اى گرويدگان
هامش
( 1 ) نخ : صلاحى .
( 2 ) سوره 8 آيه 16 - 15 .