هميگويد قوله تعالى
وَ إِمَّا فِداءً
« 1 » پس منّ دادن ناخواسته باشد و فداء عوض چيزى ديگر باشد كه داده شود ، ميان داعى و معهود اين دو حال همىباشد از بهر آنكه چون معهود بر آموختن حريص باشد داعى سخن برو ناپرسيده منّت نهد و بگويدش [ او ] چون از آن حريصى نيفتد كه سخن از او بريده كند بلكه از آن همىپرسد او جواب همىگويد ، و تا حرب نفسانى ميان داعى و مستجيب « 2 » بپايست اين دو حال همىباشد چون معهود را شبهت زايل شد حرب از ميان برخاسته باشد [ و ] ايشان مر سلاحهاى « 3 » خويش را بنهند آنگه از آن پس هم امنيّت داشته باشند در سخن گشادن و در راحت افزودن ، و خداى تعالى همىگويد قوله تعالى :
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً
« 4 » و تفسير اين آيت آنست كه ميگويد هر آدمى را و بال او اندر گردن او كرديم و بيرون آريم مرو را اندر روز قيامت نامهء كه همه بينندش باز كرده ، و مفسّران از معنى آيت بيرون نتوانستند شدن و بيچاره گشتند و به يكديگر حواله كردند و تأويل اين آيت آنست كه گفتيم كه پرورش جسم از راه گردن است مر همه خلق را و جانوران را پس آنچه پرورش نفس به دو باشد آن گردن او باشد و عنق گردن باشد و گردن بسر پيوسته باشد و بدانچه همىگويد هر آدمى را و بال او در گردن او كرديم آن همىخواهد كه و بال مردم آنست كه مردم بودنىها را ازو چشم دارند كه باشد و زود آيد و تأويل اين و بال كار كردن مردم است كه مردم بدان ثواب خويش چشم
هامش
( 1 ) نخ : فإمّا منّا .
( 2 ) نخ : مستجب .
( 3 ) نخ : صلاحهاى .
( 4 ) سوره 17 آيه 14 .