جهاد نفسانى مكر و فريب شرطست چنان كه رسول عليه السّلام ميفرمايد : الحرب خدعة « 1 » مكر و فريب اندر جهاد نفسانى آنست كه نخست از اعتقاد ظاهر به دو رسى تا چيست و كدام سخن است كه دل او بيشتر بر آن آرامد و بدان سبب مرو را سوى خويش توانى كشيدن و از آن راه بايد كه با او اندر آئى چنان كه او نداند كه تو بر آن طريق نيستى و او بر آنست تا مرو را به حق فراز توان آوردن ، آنگه چون فريفته شد و برو سخن گشاده آمد روا نباشد كه كار فريب به كار دارد بلكه راست همىبايد گفت و حق را به دو همىبايد نمودن بر اندازهء او ، و خداى تعالى گفت قوله تعالى : « 2 »
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها
« 3 » هميگويد اى آنها كه بگرويديد چون بديديد « 4 » مر آنها را [ كه ] كافر شدند بر شما باد به گردن زدن ايشان را تا چون چنان گردند كه بيفتند و نتوانند رفتن يا خواسته بدهند يا مكافات از [ آن ] پس بندها استوار كنيد « 5 » تا آنكه او زارهاى خويشتن بنهند يعنى سلاحها « 6 » كه كارزار به آن كنند بيفگنند ، و اين آيت به ظاهر معنى ندهد از بهر آنكه چون كسى را گردن زده شد بند و پيمان « 7 » نتواند پذيرفتن ، و معنى اين آيت آنست بتأويل كه گردن جسدانى راه گذر حواس مردمست و همه قوّتهاى ديدن و شنودن و بوئيدن و چشيدن
هامش
( 1 ) نخ : جزعه .
( 2 ) نخ افروده : يا أيها الذين آمنوا ، و اصل آيهء شريفه آن را ندارد .
( 3 ) سوره 47 آيه 4 .
( 4 ) نخ : بديد .
( 5 ) كذا فى نخ : در ترجمه ترتيب جمل اصل آيه رعايت نشده است .
( 6 ) نخ : صلاحها .
( 7 ) در آيه ذكر پيمان نيست گويا وثاق را بمعنى مجازى گرفته است .