تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
جان دين را كه تأويل است و آن جهاد روحانى است و آن به اختيار است نه بجبر چنان كه خداى تعالى گفت :
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
« 1 » از بهر آنكه روح مختار است و او را استحالت و زوال نيست ، « 2 » و جهاد نيز بر دو قسم است « 2 » و چون خداوند « 3 » جهاد نفس دين اساس است هر حجّتى كه او مر امام را بداند بدان منزلت باشد كه اساس مر ناطق را و خداوند جهاد نفسانى اساس باشد ، و خبر است از رسول عليه السلام كه گفت : افضل الجهاد مجاهدة النّفس گفت بهترين جهاد آن است كه با نفس كرده شود ، و دليل بر آنكه اساس خداوند جهاد نفسانى بود هم رسول عليه السّلام ميفرمايد كه : خيركم « 4 » بينكم من يقاتلكم على تأويل القرآن كما قاتلتكم على تنزيله « 5 » گفت اندر ميان شما بهتر از شما كسى هست كه با شما جنگ كند از بهر تأويل شريعت چنان كه من كارزار كردم از بهر تنزيل ، و او را از پس جهاد كتاب « 6 » كردن اندر دين واجب آمد با [ ا ] ين دو گروه از كافران و منافقان ، [ و ] همچنانكه نفس شريف‌تر از جسم است و او اصل است و جسم فرع است جهاد نفسانى اصل جهاد جسمانى است و شريف‌تر است از جهاد جسمانى ، و نخست بايد كه از راه دين بر كافران عرضه كند و ايشان را سوى كليمهء اخلاص خواند و اگر نشنوند آنگه بجهاد جسمانى بيرون بايد آمدن ، و هم چنان كه اندر حرب جسمانى فريب و مكر شرط است نيز اندر
هامش
( 1 ) سوره 2 آيه 257 . ( 2 - 2 ) كذا فى نخ : مكرّر و بيمحل . ( 3 ) نخ : خديوند . ( 4 ) نخ : فيكم . ( 5 ) اين حديث با اندك اختلافى در بعضى كتب حديث مذكور است هكذا : قال رسول اللّه « ان منكم من يقاتل بعدى على التأويل كما قاتلت على التنزيل فسئل النّبى من هو فقال خاصف النعل يعنى امير المؤمنين » . ( 6 ) كذا فى نخ .