بر سبيل ملكست « 1 » و خانهء كعبه از اختصاص بدانچه خانهء اوست ايزد تعالى وحده ، و تأويل اين ظاهرها كه گفته شد اينست « 2 » كه نماز پيوستن است بخانهء كعبه و پيوند حاصل نشود مؤمن را جز به امام يا كسى كه سوى امام خواند بفرمان او و امام همى مسجد الحرام است و داعى محراب آن است و محراب روى به مسجد الحرام دارد و داعى روى به امام دارد و فايده از امام همىپذيرد بر مثال محراب كه روى سوى كعبه دارد ، و مستجيبان « 3 » از داعى همى فايده پذيرند « 4 » بدانچه داعى از امام فايده پذيرد بر مثال نماز كنندگان كه روى بمحراب دارند و محراب روى بكعبه دارد ، رو هركه بكعبه بيفتد روى بمحراب كردن او را نشايد و همچنين هركه بمرتبتى رسيد كه امام مرو را علم شنواند اطاعت حجّتان و داعيان ازو بيفتاد ، و كعبه برابر است با بيت المعمور كه بر آسمانست تأويل آنست كه آسمان مرتبت امام است كه همه نفوس خلق زير اوست چنان كه همه اجسام زير آسمانست و بيت المعمور خانهء آبادان ابد باشد و آن خانهء امام است [ كه ] وديعت خداى اندروست چنان كه مال مردمان اندر خانهها باشد و آن مال علم حقيقت است كه اندرو مستور است ، و راه يافتن بسوى كعبه بزاد است و راحله و تأويل زاد علم و تأويل راحله حجّت است و داعى ، و منزلهاى راه مكه دليل است بر منازل علمى كه مؤمن بهر يكى از آن قيام كند اندر عمل كردن و آموختن علم ، و رفتن حاجى از منزلها دليل است بر دست بازداشتن مستجيب « 5 » مر مذهب مخالفان را تا آنكه بطريق حق رسد و آن امام زمان است كه او خانهء علم خداست ، و چون حاجى بميقات رسد احرام گيرد و ميقات
هامش
( 1 ) كذا فى نخ : ظ ، ملكت .
( 2 ) نخ : شده است .
( 3 ) مستجبان .
( 4 ) نخ : پذيرد .
( 5 ) نخ : مستجب .