السّلام كه گفت : صوموا « 1 » تصحّوا گفت روزه داريد تا تندرست باشيد ، يعنى كه پيدا مكنيد مرتبت اساس را سوى ظاهريان تا از آفت ايشان سلامت باشيد ، و نيز رسول عليه السّلام گفت : سافروا تغنموا گفت سفر كنيد تا غنيمتها بيابيد ، يعنى كه اندر دعوت برويد و حقيقت را كه غنيمت است بيابيد « 2 » ، و پيغمبر عليه السّلام گفت شب قدر اندر ماه رمضان باشد و اندر آن شب همه خلايق و جانوران و درختان و گوهرها مر خداى را سجده كنند و او را خضوع نمايند و تأويلش آنست كه از فرزندان اساس كسى هست كه او آشكارا شود اندر دين و اين سى حدّ كه ياد كرديم مرو را طاعت دارند و خداوندان ملّتهاى پراگنده و دينهاى مختلف همه بجزا رسند چنان كه گفت :
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
« 3 » گفت شب قدر بهتر است از هزار ماه ، يعنى لاحق قائم برتر است از هر امام اگر چه مراتب ايشان را جمله بيك مرتبت گويند و پيغمبر عليه السّلام گفت بجوئيد مرين شب را اندر دههء « 4 » بازپسين اندر طاقها ، و دههء « 4 » بازپسين مثل است بر حدّ امامان و دههء « 4 » ميانگى مثل است بر حدّ اساسان و نخستين دهه مثل است بر حدّ ناطقان ازين سه حدّ كه هر حدّى هفتاند كه فرود از خويشتن سه حدّ بپاىكردهاند تا ده باشد ، و طاقها از دههء بازپسين مثل است بر حدّ امامان و جفتها مثل است بر حدّ حجّتان ، پس هميگويد نتوان شناخت مر قائم را مگر از جهت پنج حدّ چون اساس
هامش
( 1 ) نخ افزوده : حتّى ، اين حديث معروفست و حتّى ندارد ، رجوع شود به نهايه اللغه ابن اثير در ص ح خ .
( 2 ) نخ : ها است ببينيد .
( 3 ) سوره 98 آيه 3 .
( 4 ) نخ : ده .