و امام و باب و حجّت و داعى ، بازنموده شد از بيان روزه بر قدر كفايت مؤمن مستحق را و السّلام .
گفتار سى و چهارم اندر حج كردن و معنى لفظ و تأويل آن
گوئيم « 1 » بتوفيق خداى تعالى كه حج كردن قصد كردن است بسوى چيزى بر بصيرت نه بر گزاف ، و بيت الحرام آن مسجد است كه نماز كنندگان روى سوى او كنند بوقت نماز گزاردن « 2 » ، و نماز كنندگان بر دو گونهاند يكى آنانند كه نزديك خانهاند و رو سوى آن خانه كنند كه نماز از چهار سوى او همىكنند يا آنانند كه از آن خانه دورند و رو سوى محراب همىكنند و مر آن را بدان خانه راست كردهاند ، و نماز روا نيست مگر كه به زيارت كردن آن و ديدن مر آن را كه رو سوى مسجد الحرام دارد ، و حجّ كردن چيز ديگر نيست مگر زيارت آن خانه و ديدن مر آن را ، پس بدين روى كه گفتيم ميان نماز و حجّ پيوستگى است و نمازكننده را نماز رواست اگر خانه را بيند يا نبيند و حج كردن روا نباشد تا خانهء كعبه را نبيند ، و اندر خبر آمده است كه خانهء كعبه برابر [ است ] با بيت المعمور كه بآسمانست و گرد خانهء كعبه فرزندان آدم طواف كنند و گرد بيت المعمور فرشتگان طواف كنند ، و حج فريضه است بر هركه طواف « 3 » كند و راه يابد سوى آن خانه بهر روى كه باشد چه از زاد و راحله و توانائى بر جسد و جز آن ، مر آن را خانهء خدا گفتند و خداى تعالى گفت مسجدها مر است و ليكن مسجدها مر خداى راست
هامش
( 1 ) نخ : گويم .
( 2 ) نخ : گذاردن .
( 3 ) كذا فى نخ .